{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥
⁦(⁠。⁠♡⁠part 172♡⁠。⁠)⁩

با ناز و وقص از جلوي مردهاي مجلس رد شدم. هرکدومشون حتي دين براي همراهیم دست بلند کردن. از جلوي هرکس رد میشدم دستش رو جلوم ميگرفت ولي
خيلي هنرمندانه میچرخیدم و ازشون فاصله گرفتم.
از جلوي جونگکوک رد شدم و دستي براي رقصيدن باهام جلو نیاورد.
با ناز و هماهنگ با آهنگ دورش چرخیدم
نگاه جدیش دنبالم چرخید.
مثل دایره دوبار دور تا دورش چرخیدم.
همه با تحسین بهم نگاه میکردن.
جونگکوک‌ نگاهش رو به زمین روبروش دوخت و اروم و بي تشویش جامش رو روی میز کنارش گذاشت
و خيلي سريع و هنرمندانه دستم رو گرفت و چرخوند.
همه با تحسین اوووه گفتن و دست زدن.
هنرمندانه هدایتم کرد و مشغول رقصیدن باهام شد.
نرم..خيلي نرم هدایتم میکرد.
تو دلم غوغايي بود..
از خوشي و لذت داشتم سکته میکردم و خداخدا میکردم
یه دفعه نپرم بوسش نکنم..
با عشوه و ناز باهاش میرقصیدم و چشم ازش برنمیداشتم.
چشماي اونم خیره توي چشمام بود.
نمیدونم چرا حس کردم شناختتم.. فقط حس کردم..
نه. اگه شناخته بودتم باهام نمیرقصید.پس
دستم رو بالا برد.
پرهیجان چرخیدم نشناخته..
لبخند پرعشقي روي لب اوردم و رفتم پشت سرش و از
پشت خودم رو بهش چسبوندم و ریز رقصیدم.
برگشت سمتم و دستم رو نرم توي دست گرفت
که با یه حرکت چرخیدم و دستم رو از دستش بیرون کشیدم و رفتم سمت دین و دست روي شونه اش گذاشتم و خم شدم.
همه تشویقم کردن
دین کمرم رو گرفت و چرخوندم و باز رفتم
سمت جونگکوک و یه دستم رو گذاشتم
روی شونه اش و دست دیگه ام رو
روي سينه اش گذاشتم و با عشوه به عقب خم شدم.
جدي نگاهم کرد دستش رو روي کمرم گذاشت
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 173♡⁠。⁠)⁩اجازه ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 174♡⁠。⁠)⁩و دستا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 171♡⁠。⁠)⁩ حرفها...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 170♡⁠。⁠)⁩یه بخش...

جادویی عشق part ۵۹قدمي جلوتر اومد. ناچار دو دستم رو توی دستا...

my love part 60

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط