باید در انتهای یک کوچه یا اصلا خیابان بایستم تمام بهار

باید در انتهایِ یک کوچه یا اصلا خیابان بایستم تمامِ بهار را دورِ خودم جمع کنم تمامِ گل هایِ رنگ به رنگ میوه هایِ نو برانه و عطرِ چای بهار نارنج یک پیراهنِ سپید به تن کنم به هرکه از خیابان گذر کرد بهار تعارف کنم به شرطِ لبخند ! ...
دیدگاه ها (۳)

چادرم افتخارمه..

صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام ترسم که بیایی تو و در خانه ...

نکنــد فکر کنــی در دل مـــن یــاد تو نیــســـت گــوش کن نبـ...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

WISH MEET YOUPART 15ویو ا/ت. بعد از اینکه ون مرد نجاتم داد س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط