{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام ترسم که بیایی تو و در ...

صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام ترسم که بیایی تو و در خانه نباشم ... وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۲)

باید در انتهایِ یک کوچه یا اصلا خیابان بایستم تمامِ بهار را ...

نکنــد فکر کنــی در دل مـــن یــاد تو نیــســـت گــوش کن نبـ...

خانه ی دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سواراسمان مکثی کردرهگذ...

🕗 #وقت_سلاممدعی گوید که با یک گل نمی‌آید بهارپای هر گلدسته ت...

رضا خان مادرم را به زور به جشن کشف حجاب برد، یکسال نکشید که ...

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط