ButYou

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌
#P‌a‌r‌t‌⁰⁸

_شنیدم با برادرت مشکل داری.....
&نه خوب کنار میاییم
زارتتتتت
دروغ محض بود.....
دورا و برادرش خوب کنار بیان؟
آره دوبار
عمرا.....
اما با چیزی که زیر چشمی دیدم نزدیک بود از خنده ج*ر بخورم....
پسره دستای دورا رو گرفته بود داشت باهاش ل*اس میزد....
_میدونی که پدارمون چی میگن.....ما باید باهم ازدوا....
با حرفی که دورا زد پسره خفه شد....
&هرچی میگن واس خودشونه....
دستاش رو از دستای پسره کشید بیرون و ادامه داد....
&تایپم نیستی....
نیم نگاهی به سر تا پاش انداخت و گفت...
&قبل از ل*اس زدن با یه دختر یه نگاه تو آینه به خودت بنداز
پسره از اعصبانیت قرمز شده بود......
دمشو گذاشت رو کولش و رفت....
+قبل از ل*اس زدن با یه دختر یه نگاه نو آینه به خودت بنداز....او مای گادددددددد سیسی
&فالگوش وایساده بودی عوضی
+بمیر بابا انگار غریبه‌م
با "خفه" ای که گفت دیگه بحثو ادامه ندادم....
بعد از یکی دو مین به ادما زل زدن گارسون رو صدا زدم و جامی که پر شده بود از مش*روب مورد علاقه‌م رو از روی سینی‌ای که توی دستاش بود بر داشتم.....
من زود مس*ت نمیشدم.....
دیدگاه ها (۰)

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌⁰⁹سایه ای که بلای سرم حس میکردم از ...

•✿ ▫️اسم فیلمِ ادیت: عشق بدون‌گـره🪢✨️بازیگر گونگ میونگ دچار ...

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌⁰⁷نگهبان ها در رو برامون باز کردن و...

| ازتو تا ابدیت | فصل اول ~ بخش اول ~ چپتر پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط