{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲
..............
دازای :
_نباید اینکار رو میکردی ا.ت ....
_دازای این کار منه ....
_گوشیتو بهم بده تا تک تک اطلاعات رو پاک کنم
.
.
_خب ... ا.ت .... خیانت به مافیا یعنی مرگ..
_دازای تو میخوای منو بکشی ؟
سرش رو به معنای آره تکون داد..
_دازای...هیچ اشکالی نداره اگه مند بکشی من همیشه عاشقتم حتی اگه منو بکشی ... زود باش دازای
دازای تفنگش رو سمت ا.ت گرفت ولی همچنان دستش میلرزید
_امیدوارم اون دنیا توی یه جا بیوفتیم ...
نمیتونست اینکار رو بکنه..
_هق نمیتونم...هق نمیتونم...نمی‌خواهم
ا.ت ولش کن..هق من از این کار استعفا میدم و با هم میریم تو آژانس باشه؟‌
دیدگاه ها (۰)

♧سناریو♧درخواستیکاراکتر : آیاتوموضوع : ازدواج و عشق اجباری.....

پارت ۲اینا *****یعنی داره فکر میکنه..............*خب فهمیدم ...

☆سناریو☆موضوع:تو عضو آژانسی و به عنوان جاسوس وارد مافیا شدو ...

تخریب شخصیتی نکنین...میدونم گوه شد

سناریو ران پارت۳ احتمالا پارت اخر

تک پارتی از تایجو

رمان؟عشق مثلثیپارت؟17(اسپانیا=ساعت 11:36AM) ☆:جیمین و ا/ت به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط