سر تا پایم را خلاصه کنند

سر تا پایم را خلاصه کنند
می شوم “مشتی خاک”
که ممکن بود “خشتی” باشد در دیوار یک خانه
یا “سنگی” در دامان یک کوه
یا قدری “سنگ ریزه” در انتهای یک اقیانوس
شاید “خاکی” از گلدان‌
یا حتی “غباری” بر پنجره🌾🌹🌿🌸
دیدگاه ها (۰)

باران بهانه بودتا تو زیر چتر منتا انتهای کوچه بیایی ودوستی م...

آنچه که گفتم نپذیرفت ، رفتخاطره هایم همگی رُفت ، رفتگفت : “ن...

مادربزرگم می گفت:🌹🌾دل هر آدمی دری دارد…باید باز کنی درِ دلت ...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

چپتر ۱ _ دختر یتیمعصر بود. سایه دیوار های بلند و ترک خورده ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط