{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تو یک شب بارونی داری توی کوچه پس کوچه های چوسان قدم می

تو تو یک شب بارونی داری توی کوچه پس کوچه های چوسان قدم میزنی
از کنار یک مسافرخونه رد میشی و صدایی میشنوی
+باید یه جوری از شرش خلاص شیم
تو:یعنی چی از شر کی خلاص بشن
پشت در مسافرخونه می ایستی و به حرفشون گوش میدی و میفهمی دارن واسه کشتن امپراطور نقشه میریزن
میری پیش فرمانده جانگ (اداره پلیس)
تو:فرمانده منو بخاطر گفتن این حرف ببخشید ولی چند نفر دارن برای کشتن عالیجناب نقشه میریزن
فرمانده جانگ:چه کسایی؟
تو:نمیدونم من فقط صداشون رو شنیدم
فرمانده جانگ:کی حرفتو باور میکنه؟برو واسه یکی دیگه دروغاتو تعریف کن
تو:اما فرمانده
فرمانده:برو که کلی کار ریخته رو سرم
تو:اما...اما...
به برادرت که افسر گارد سلطنتی هست میگی
افسر پارک (برادرت):حواسم هست نگران نباش
افسر پارک: راستی مگه امتحانات ورودی فردا نیست
تو: آره
افسر پارک :خب تو که امتحان داری چرا نمیری آماده شی
تو: نگران من نباش من دیگه میرم
افسر پارک: خداحافظ
میری که برگردی خونه که چند نفر ماسک دار جلو راهت سبز میشن و به طرف تو میان و...




منتظر پارت ۲ باشید
بای بای ♡♡
دیدگاه ها (۰)

چند نقاب دار نزدیکت میشن و تو بهشون شک میکنی وقتی رد میشن یه...

فالوش کنید لطفا

لطفا تو پستاتون#نفر_بعدی_هیتران#به_جیسو_اهمیت_بدین#جیهوپ_امی...

میدونم بد شد دیگه به بزرگی خودتون ببخشید

#چرا_ما13اون وو:تابلو نیست؟کلارا:چی میگی تو؟اون وو:بزار برات...

✨P8✨{طابع قوانین ویسگون}(شام تموم شده و اعضا همشون نشستن رو ...

part .4.&داشتمم می بردمش درمانگاه نزدیک دانشگاه توی راه یک د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط