چراما فصلدوم
#چرا_ما #فصل_دوم
36
لارا:و ماشین منحرف میشه سمت اون یکی جاده و کامیون میزنه بهم ماشین میره زیر کامیون و.....سیاهی.....
-(بیمارستان)
جینو:حالش خوب میشه(گریه)
میا:زنده میمونه نگران نباش...(ناراحت)
جینو:ارع ارع راست میگی(گریه)
فیلیکس:چی شده؟
جینو:لارا تصادف کرده...
فیلیکس:حالش خوبه؟
جینو:نه نمیدونم....
فیلیکس:اشغاله عوضی میکشمت...
جینو:تو میدونی کی این کار و کرده؟
فیلیکس:آره...جانگیوم...
جینو:ها؟
فیلیکس:جانگیوم و سیندی....
جینو:جانگیوم؟مگه-
دکتر:خانم جئون؟
جینو:بله؟حالش خوبه؟ چیشدههه
دکتر:متاسفم
جینو:چی؟(تو شوک)
فیلیکس:متاسف؟لارا....لارا....
جینو:میکشم شون....زندشون نمیزارم....
-(عمارت فیلیکس)
جینو:بیاید گروه شیم...
فیلیکس:فکر خوبیه حدقل برای انتقام...
جینو:
میا هکر خوبیه...
بیاید فکر کنیم...
فیلیکس:یه نقشه ای دارم...
جینو:بگو
فیلیکس:...........
جینو:عالیه....
-(پس فردا)
هیونجین:جینو بریم؟
جینو:بریم
فیلیکس:خیلی طبیعی رفتار کنید انگار واقعا با همید....
جینو:اوکی
هیونجین:هوم بریم...
-(مهمونی)
جینو:عشقم من برم یه سلامی بکنم...
جانگیوم:بله بله حتما...
جینو:سلام جناب...
جانگیوم:عاااا سلام بانو....
شما خانم جئون هستید؟
جینو:بله خودمم...
و شما آقای لی هستید؟
جانگیوم:بله خودمم...
خوب کاری داشتید؟
سیندی:عشقم...
جینو:شما جانگ سیندی هستی؟
سیندی:ارع تو شما جئون جینو...
دوست مردتون چطوره؟
جینو:تو...تو کشتیش؟
سیندی:او جانگیوم فکر کنم باید بریم...جئون اعصبانی شده...(پوزخند)
جانگیوم:ما رفتیم(چشمک)
جینو:به سلامت...
(جانگیوم و سیندی رفتن)
جینو:بدو بریم...
هیونجین:اوکی شد...
جینو:وایسا
سیندی:باباییییی...(پوزخند)
جینو:نه لعنتی بدو بریم دنبالشون...
هیونجین:(هیونجین بیسیم میزنه به میا)
میا:به گوشم...
هیونجین:داریم میریم سمت عمارت جانگیوم....
میا:اوکی ماهم تو راهیم....
-(تو ماشین)
جینو:هیونجین تو اول برو سمت پارکینگ....اونجا یه دری هست که کیلیدش بالای تاقچه ی رو به روی دره...اون و بردار و در و باز کن...برو داخل و در اصلی رو برای من و فیلیکس باز کن...
هیونجین:باشه...
راوی:رسیدن به عمارت...
جینو ماشین و نگه داشت تا هیونجین پیاده شه....
که....
هیونجین:فقط....مراقب خودت باش....
جینو:همچنین....
راوی:هیونجین رفت سمت پارکینگ و جینو حرکت کرد تا جای پارک پیدا کنه...
هیونجین کیلید و پیدا نکرد...چون اصلا روی تاقچه نبود...که یهو....
ادامه دارد:-)🗿
36
لارا:و ماشین منحرف میشه سمت اون یکی جاده و کامیون میزنه بهم ماشین میره زیر کامیون و.....سیاهی.....
-(بیمارستان)
جینو:حالش خوب میشه(گریه)
میا:زنده میمونه نگران نباش...(ناراحت)
جینو:ارع ارع راست میگی(گریه)
فیلیکس:چی شده؟
جینو:لارا تصادف کرده...
فیلیکس:حالش خوبه؟
جینو:نه نمیدونم....
فیلیکس:اشغاله عوضی میکشمت...
جینو:تو میدونی کی این کار و کرده؟
فیلیکس:آره...جانگیوم...
جینو:ها؟
فیلیکس:جانگیوم و سیندی....
جینو:جانگیوم؟مگه-
دکتر:خانم جئون؟
جینو:بله؟حالش خوبه؟ چیشدههه
دکتر:متاسفم
جینو:چی؟(تو شوک)
فیلیکس:متاسف؟لارا....لارا....
جینو:میکشم شون....زندشون نمیزارم....
-(عمارت فیلیکس)
جینو:بیاید گروه شیم...
فیلیکس:فکر خوبیه حدقل برای انتقام...
جینو:
میا هکر خوبیه...
بیاید فکر کنیم...
فیلیکس:یه نقشه ای دارم...
جینو:بگو
فیلیکس:...........
جینو:عالیه....
-(پس فردا)
هیونجین:جینو بریم؟
جینو:بریم
فیلیکس:خیلی طبیعی رفتار کنید انگار واقعا با همید....
جینو:اوکی
هیونجین:هوم بریم...
-(مهمونی)
جینو:عشقم من برم یه سلامی بکنم...
جانگیوم:بله بله حتما...
جینو:سلام جناب...
جانگیوم:عاااا سلام بانو....
شما خانم جئون هستید؟
جینو:بله خودمم...
و شما آقای لی هستید؟
جانگیوم:بله خودمم...
خوب کاری داشتید؟
سیندی:عشقم...
جینو:شما جانگ سیندی هستی؟
سیندی:ارع تو شما جئون جینو...
دوست مردتون چطوره؟
جینو:تو...تو کشتیش؟
سیندی:او جانگیوم فکر کنم باید بریم...جئون اعصبانی شده...(پوزخند)
جانگیوم:ما رفتیم(چشمک)
جینو:به سلامت...
(جانگیوم و سیندی رفتن)
جینو:بدو بریم...
هیونجین:اوکی شد...
جینو:وایسا
سیندی:باباییییی...(پوزخند)
جینو:نه لعنتی بدو بریم دنبالشون...
هیونجین:(هیونجین بیسیم میزنه به میا)
میا:به گوشم...
هیونجین:داریم میریم سمت عمارت جانگیوم....
میا:اوکی ماهم تو راهیم....
-(تو ماشین)
جینو:هیونجین تو اول برو سمت پارکینگ....اونجا یه دری هست که کیلیدش بالای تاقچه ی رو به روی دره...اون و بردار و در و باز کن...برو داخل و در اصلی رو برای من و فیلیکس باز کن...
هیونجین:باشه...
راوی:رسیدن به عمارت...
جینو ماشین و نگه داشت تا هیونجین پیاده شه....
که....
هیونجین:فقط....مراقب خودت باش....
جینو:همچنین....
راوی:هیونجین رفت سمت پارکینگ و جینو حرکت کرد تا جای پارک پیدا کنه...
هیونجین کیلید و پیدا نکرد...چون اصلا روی تاقچه نبود...که یهو....
ادامه دارد:-)🗿
- ۲.۳k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط