گوییسالهاستکلماتدرذهنمتارعنکبوتبسته

#گویی_سالهاست_کلمات_در_ذهنم_تار_عنکبوت_بسته
شعر ها موج میخورند در خاطرم
اما دست نافرمانی کرده
تا که امروز باران یک تنه جور کش
تمام قافیه ها،کلمات،تنبلی ها شده
نوشته هایم چو کویری دست بر دعا
شاید کرده ام در حقشان جفا
چو برگی رقصان در پاییز از دلم ریختن
دگر طاقت اسارت را نداشتن در خاطرم
بگفتند سکوتت بهر چیس
پاییز فصل عاشقیس
فصل دو نفره هاس
گویی در دلت آشوب بپاس
مگر نمیبینی باران زده
شوریده دل را آرام کرده
بشکن روزه سکوتت را
دمی در دلت آید همچو مسیحا
بگفتم
سکوت نشکنم تا طریق صحبت نیاموزم
نشکنم سکوت تا دلی آزرده نباشد زدستم
در خود تدبیر کردم
ز خوبان عالم نبودم
دگر با دگران مرا چکار
صلاح کار خویش ندانم
چه رسد صلاح کار دگران...
دیدگاه ها (۰)

#تو_همانی_که_دلم_لک_زده_لبخندش_رااو که هرگز نتوان یافت همانن...

#گذار_سر_به_سینه_ی_من_تا_که_بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشا...

"#بیمِ_آن_دارم_که_زیاد_با_تو_سخن_بگویم مبادا خسته شوی ، و بی...

#با_من_اكنون_چه_نشستنها_خاموشیها،با تو اكنون چه فراموشیهاست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط