{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیر میشوم وقتی میگویم "پدر" و جوابی نمیشنوم

پیر میشوم وقتی میگویم "پدر" و جوابی نمیشنوم

این روزها پیرم پیر و خسته

چون بیشتراز هرروزی صدایت کردم و تو سکوت کردی

نه میتوانم نفس بکشم نه میتوانم راه بروم نه میتوانم دستانم را حتی تکان دهم

بی جان بی هوش بی روح مثل تکه ای پوست و گوشت و استخوان بی جان گوشه اتاق افتاده ام

این روزها هرکس مرا میبیند از چشمان غمگینم میگوید

توهم چشمان دخترکت را میبینی؟

میبینی که چقدر سرد و بی روح است

روح یخ زده اش را میبینی که نمیتواند به هیچکس اعتماد کند حتی....

خیلی خسته ام پدرم

تشنه ی حرف زدنم یک عالمه حرف تلنبار شده در دلم 

اما نمیخواهم آنها را به کسی جز تو بگویم

دلم لک زده برای کنار تو نشستن و با تو چای خوردن و با تو حرف زدن

وای اگر بودی.............

راستی پدرم تو چرا نیستی؟!چرا حتی در خوابهایم نیستی

من و تو اینقد غریبه شدیم که به خواب دورتر ها میروی اما به خواب من نه...
دیدگاه ها (۷)

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:78بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد. دست...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

پروانه جان

ددی مافیاپارت ۱________________________🌜🌕🌛__________________...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط