{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تن جیمین روی زمین نقش بسته بود و بادیگارد ها اونو همونجا

تن جیمین روی زمین نقش بسته بود و بادیگارد ها اونو همونجا ول کردن و رفتن....کاری که با جیمین کردن و به شوگا گزارش دادن و اما جوابی که شوگا بهشون داد با یک (کار خوبی کردید)تموم شد
بعد از یک الی دو ساعت دوباره وارد اتاق شدن و به جمینی که خونی و کبود و رنگ پریده بود نگاه کردن

رفتن نزدیکش و سطل آبی به صورتش ریختن...و این آب سرد کافی بود تا جسم بی جون جیمین رو به لرزه دربیاره و اونو با چشمای متعجب بیدار کنه
آب سردی که روی زخمایی که اثر و رد شلاق ها روی جسمش بودن جریان داشت و درد اونا رو بدتر میکرد و سوزش بدی رو به همراه داشت
جیمین فقط ناله میکرد و بادیگارد ها ریکشنی نشون نمیدادن
دیدگاه ها (۱۴)

"بازی"🕶part:3🕶_:بلند شوجیمین:نم...نمیتونم_:باید بلند بشیجیمی...

جیمین تفنگ رو به سمت پرنده هدف گرفت....دستش کمی لرزش داشت و ...

"بازی"🕶part:2🕶جیمین:تو شوخی میکنی با من نه؟شوگا:بهت گفتم خوش...

اما تصمیم شوگا جدیه...و قصد داره اونو عملی کنه...و پسرش چه ب...

ترس شیرینpt3 اجراش شروع شده بود ،دو هانا گیتار میزد و جیمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط