{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا جا گذاشته ای،

مرا جا گذاشته ای،

رفته ای.

روبرویم دریاست، پشت سرم مرداب

و آسمان هم آنقدر دور است که دستم به بال مرغابی ها نمی رسد.

حالا می گویی: چه کنم؟

منتظرت بمانم یا برگردم به آیینه؟

رضا کاظمی *
دیدگاه ها (۲)

✂ ️ خداحافظ گاری کوپرنویسنده🖊 رومن گاریمترجم:سروش حبیبی بارا...

هرچه ماه است فدای رخ مهتابی تو فاضل_نظری*

زندگی من...یعنی شیب خط گردنت، وقتی به پهنای شانه ات می رسد،ی...

می دانمدر نهایت من و تنهاییباهم خواهیم مانداو سیگارش خاموش خ...

نمی داند دل تنها، میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تُنگی، که ...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط