پارت۳
که یه قرص ارامبخش بخورم
هرچی گشتم قرصی اونجا نبود لرزش دستام شروع شده بود این لرزش باعث شد چندتا از وسایل رو میز افتاد شکست
[همون لحظه اعضا]
جیمین: هی پسرا صدا رو شنیدین مطمعنین حالش خویه؟
ات: اره بابا داره خودشو لوس میکنه حسوده دوست نداره بالا تر از خودش ببینه(ای دختره ی)
نامجون: اره ملورا زیادی لوسه نباید لوسش میکردیم
ویو ملورا
صداشون میومدنباید اینجوری شه من من بدون اونا میمیرم
از سردرد شدید خوابیدم امیدوارم وقتی بیدار شده باشم این کابوس تموم شده باشه
(پرش به صبح ساعت11)
از خواب بیدار شدم خونه در سوکت کامل فرو رفته بود رفتم پایین که دیدم کسی پایین نیست
پس گوشیمو برداشتم و به جیهوپ اوپا زنگ زدم فکنم اونه که فقط بهتر از بقیه باهام رفتار میکنه
جیهوپ: چیه ملورا.چیشده
ملورا: اوپا کجایین؟
جیهوپ: ما کمپانییم داریم برای موزیک ویدیو جدید تمرین میکنیم
ملورا: موزیک ویدیو.. چه موزیک ویدیویی چرا ب من چیزی نگفتین
شوگا از اون پشت داد زد
شوگا: اخه چرا تو همچی فضولی میکنی بتو چههه
ملورا: ببخشید خدافظ
جیهوپ: مل. بوق بوق
(پرش به 2ماه بعد)
ویو کوک
الان دوما گذشته که ات اینجاست همه اعضا عاشقش شدیم و یه ادم اضافه به اسم ملورا که ولمون نمیکنه
ویو ملورا
امروز قرار دلمو بزنم به دریا و به جیهوپ هیونگ بگم ازش خوشم میاد پس باهاش تماس میگیرم
ملورا: الو جیهوپ اوپا میشه الان بیایی به این ادرسی که برات میفرستم
جیهوپ: اخه من دارم با ات فیلم میبینم
ملورا: خواهش میکنم
جیهوپ: باشه
ویو جیهوپ
ملورا زنگ زد گفت بیام به اون ادرسی که برا مفرستاده خواستم بلند شدم ت ابرم لباسامو بپوشم که ات گفت
ات: اوپا (کیوتت لوس) کجا میری
جیهوپ: زود برمیگردم دختر کوچولو
(پرش به15دقیقه بعد)
به ادرسی که ملورا داده بود رفتم یه کافه بود وارد کافه شدم و دیدم ات روی میز اخر کافه نشسته به سمتش رفتم
جیهوپ: ملورا سریع کارتو بگو ات خونه تنهاست بقیه اعضا رفتم کمپانی برای مجوز کنسرت ات
ملورا: امم باشه
ملورا: ام ام اوپا من من دوست دارم... میشه باهم قرار بزاریم
ویو ادمین
ولی برخلاف تصور ملورا جیهوپ یهو بلند شد
جیهوپ: ببخشید ملورا ولی من من عاشق اتم
و از میز فاصله گرفت وقتی خواست در کافه رو باز کنه و بره گفت
جیهوپ: ملورا به نفعته که زودتر از گروه بری چون فقط من نه همه اعضا ات رو دوست داریم
دلم نمیخواد اسیب ببینی فقط بدون دیگه تو دل اعضا هیچ جایی نداری حتا به عنوان دوست
و از کافه خارج شد
ملورا به سرعت از کافه خارج شد و سوار ماشینش شد
و به طرف خونه رفت
وقتی درو باز کرد دید اعضا برگشتن و پیش ات نشستن
بدون توجه به اونا از پله ها بالا رفت و وارد اتاقش شد
و دونه دونه وسایلاشو جمع کرد
رسید به عکسی که روی دیوار از خودش واعضا بود.....
هرچی گشتم قرصی اونجا نبود لرزش دستام شروع شده بود این لرزش باعث شد چندتا از وسایل رو میز افتاد شکست
[همون لحظه اعضا]
جیمین: هی پسرا صدا رو شنیدین مطمعنین حالش خویه؟
ات: اره بابا داره خودشو لوس میکنه حسوده دوست نداره بالا تر از خودش ببینه(ای دختره ی)
نامجون: اره ملورا زیادی لوسه نباید لوسش میکردیم
ویو ملورا
صداشون میومدنباید اینجوری شه من من بدون اونا میمیرم
از سردرد شدید خوابیدم امیدوارم وقتی بیدار شده باشم این کابوس تموم شده باشه
(پرش به صبح ساعت11)
از خواب بیدار شدم خونه در سوکت کامل فرو رفته بود رفتم پایین که دیدم کسی پایین نیست
پس گوشیمو برداشتم و به جیهوپ اوپا زنگ زدم فکنم اونه که فقط بهتر از بقیه باهام رفتار میکنه
جیهوپ: چیه ملورا.چیشده
ملورا: اوپا کجایین؟
جیهوپ: ما کمپانییم داریم برای موزیک ویدیو جدید تمرین میکنیم
ملورا: موزیک ویدیو.. چه موزیک ویدیویی چرا ب من چیزی نگفتین
شوگا از اون پشت داد زد
شوگا: اخه چرا تو همچی فضولی میکنی بتو چههه
ملورا: ببخشید خدافظ
جیهوپ: مل. بوق بوق
(پرش به 2ماه بعد)
ویو کوک
الان دوما گذشته که ات اینجاست همه اعضا عاشقش شدیم و یه ادم اضافه به اسم ملورا که ولمون نمیکنه
ویو ملورا
امروز قرار دلمو بزنم به دریا و به جیهوپ هیونگ بگم ازش خوشم میاد پس باهاش تماس میگیرم
ملورا: الو جیهوپ اوپا میشه الان بیایی به این ادرسی که برات میفرستم
جیهوپ: اخه من دارم با ات فیلم میبینم
ملورا: خواهش میکنم
جیهوپ: باشه
ویو جیهوپ
ملورا زنگ زد گفت بیام به اون ادرسی که برا مفرستاده خواستم بلند شدم ت ابرم لباسامو بپوشم که ات گفت
ات: اوپا (کیوتت لوس) کجا میری
جیهوپ: زود برمیگردم دختر کوچولو
(پرش به15دقیقه بعد)
به ادرسی که ملورا داده بود رفتم یه کافه بود وارد کافه شدم و دیدم ات روی میز اخر کافه نشسته به سمتش رفتم
جیهوپ: ملورا سریع کارتو بگو ات خونه تنهاست بقیه اعضا رفتم کمپانی برای مجوز کنسرت ات
ملورا: امم باشه
ملورا: ام ام اوپا من من دوست دارم... میشه باهم قرار بزاریم
ویو ادمین
ولی برخلاف تصور ملورا جیهوپ یهو بلند شد
جیهوپ: ببخشید ملورا ولی من من عاشق اتم
و از میز فاصله گرفت وقتی خواست در کافه رو باز کنه و بره گفت
جیهوپ: ملورا به نفعته که زودتر از گروه بری چون فقط من نه همه اعضا ات رو دوست داریم
دلم نمیخواد اسیب ببینی فقط بدون دیگه تو دل اعضا هیچ جایی نداری حتا به عنوان دوست
و از کافه خارج شد
ملورا به سرعت از کافه خارج شد و سوار ماشینش شد
و به طرف خونه رفت
وقتی درو باز کرد دید اعضا برگشتن و پیش ات نشستن
بدون توجه به اونا از پله ها بالا رفت و وارد اتاقش شد
و دونه دونه وسایلاشو جمع کرد
رسید به عکسی که روی دیوار از خودش واعضا بود.....
- ۶.۶k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط