دوستی=نفرت

پارت4
به عکسی که روی دیوار از خودشو اعضا بود
ملورا رو به عکس: تورو باخودم نمیبرم.. شاید بعدا وقتی تورو دیدن یاد من بیوفتن
ویو ملورا
به طرف کمد لباسام رفت سریع لباسام و وسایل های توی کمد که برای من بود رو جمع کردم
توی طبقه ی بالایی کمد یه عروسک بود که من خیلی دوسش داشتم اونو اعضا برای روزی که به گروه اومده بودم خریده بودن
چون قدم نمیرسید کشیدمش همراه اون یچیز سنگین هم افتاد زمین نگاهش کردم اون یه کتاب بود
کتابو برداشتم و بازش کردم نه اون کتاب نیست اون البومه
البوم عکسای منو اعضا بود از اولین روزی که به گروه اومدم تا یک ماه قبل از اینکه اون ات بیا
البوم رو هم داخل چمدونم گذاشتم و منتظر موندم شب شه تا همه بخوابن تا بتونم برم
ویو جین
ات شده عزیز دل همون.. ما تا الان نزدیک صد تا کنسرت گذاشتیم اونم 8نفری
باید بگم که ملورا ازمون فاصله گرفته.. همون بهتر همون راحت تریم
جین: هی پسرااا ات جونم بیایین شام امادس
ویو ادمین
همه اومدن و دور میز نشستن که ات گفت
ات: میگم ملورا نمیاد
نامجون: نه شامتو بخور عزیزم
کوک: اخه چجوریه که انقدر مهربونی حواست به همه هستش
(پرش به ساعت2 شب)
ویو ملورا
مطمعن شدم که همشون خوابیدن
اروم با چمدون و وسایلام از در اتاقم خارج شدم و سریع کفشامو پوشیدم و از در خونه خارج شدم
نمیدونستم کجا برم پس به چانگبین اوپا زنگ زدم
چانگبین: سلام جوجه منننن
ملورا: چانگبین اوپا(بغض)
چانگبین: هی جوجه چرا گریه میکنی کی اذییت کرده ها
ملورا: کجایی میخوام ببینمت
چانگبین: من خونه مشترکم با بچه هام بیا اینجا ببینم ی شده

ویو ادمین
ملورا خودشو سریع رسوند اونجا و با گریه تمام ماجرارو برای اعضای استریکیدز تعریف کرد همه ناراحت و عصبانی بودن که هیونجین گفت
هیونجین: هی ملورا چجوری تونستی این همه مدتت اون ادمای رو مخ رو تحمل کنی

چانگبین: دیگه نمیذارم بری اونجااااا پیش خودم نگهت میدارم.. فهمیدی ملورا نمیزارم هیجا برییی
ملورا: ملی اوپا من مزاحمتون میشم
اعضا: نهه بمون پیشمون
سونگمین: اصلا میتونی به عنوان عضو نهم بیایی تویه گروهمون
ملورا: ولی
بنگچان: ولی اما نداره ما با جی وای پی حرف میزنیم نگران نباش
ملورا: مرسی
فلیکس: حالا......
دیدگاه ها (۱۵)

دوستی=نفرت

راستی مطلبای پیج به 1005تا رسیده هاااف🤍🤍🤍🤍🤍🤍🥹🥹❄❄

پارت۳

جوری که احساس میکنم این ویسگون دسگه مثل ویسگون قبلی نیست و خ...

وحشی پارت 3 +18داشتم از اتاق میرفتم بیرون که یهو تهیونگ دستم...

اردو پارت ۵ویو ات:+بله خیلی خوشحال شدم که دیدمتون میشه ولم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط