پارت هدیه

پارت هدیه

شروع کردم ب خوردن
و اونیکسم نشست پشت میز و شروع کرد

تموم شد ک اونیکس گف

+عشقممم؟

جونم؟

+واسه امشب مهمونی دعوت کردن آدمایه زیادی قراره بیان میرم بیرون ی چیزی خوب بخرم تا شب بپوشمش واس تو بگم بیارن اینجا تا انتخاب کنی یا میخوای بیای خودت ببینی؟

امم نمیشه من نیامم؟

+اگه دلت نمیخواد باشه پس نمیریم‌

نمیریم؟ مگه مهمونی مهمی نی؟

+چرا هس

پس تو برو من نمیام

+مهمونی مهمیه ولی تو واسم مهم تری اگه نری منم نمیرم

اونیکسسس تو باید برییی

+ن

باشه منم میام قبوله؟

+آره ولی ی چی

چیی؟

+الان چی گفتی؟

ک تو باید بری

+قبل اون ی کلمه یادت نی؟ باش پس بذار یادت بیارم

و اومد باز لبمو مکید

اوسکل

+میخوای همینجوری تو آشپز خونه بشینیم؟

ن ولییی مگه قرار نشد منو ببری پیش مامانممم

+پس زنگ بزن بگو ساعت ۲ بیاد کافه ای ک من میگم

باشه باشه

رف سالن منم زنگ زدم ب مامانم

صدای بوق.

مامان م: بله؟

سلامم بهتری؟

مامان م:سلام قربونت بشم اره خوبم عمرم تو زنگ زدی خیلی بهتر شدم

باشه ام راستش کافه رو کنسل کن

مامان پ:چرااا ؟ مامانی چیزی شده یعنییی نمیای پیشم

نگفتم نمیام فقط اونجا ن بیا کافه ک من میگم ساعت ۲ لوکیشن رو واست میفرستم

مامان م:باشع قلب مامان هرجا بگی میام فقط بیا

باشع خدافظ

رفتم رو مبل نشستم پیش اونیکس

+اومدی قلبم چیشد حرف زدی؟

آره گف باشه

+خب من میرم حموم زودی میام توام تا اون موقع حاضر شو

باش پس من رفتم

+ی بوس

تعجب نگاش کردم

+یدونه بعدش میرم

باش

اون رف حموم منم رفتم حاضر شم
دیدگاه ها (۵)

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

پارت ۴۰

crazy spies | P³( فردا )-یارو ک اصن نگفت ماموریت چیع-والا-یو...

گل خونی پارت 53همه به تهیونگ و جونگکوک زل زده بودن تهیونگ اه...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

~Destiny:Part 1~

پارت۳

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط