پارت
پارت ۷۷
اونیکسس
+تو ساکت بخاطر تو هیچی نگفتماا
انقدر خوب حرف زدی دهنم وا موند
+هیسس بزار غذامو بخورم گشنمه
هیچی نگفتم و اونم شروع کرد ب مکیدنه سینمم
آخخخ عشقم آرومم دردم گرف
+هیسس
همینجوری ادامه داد ب گاز زدن و مکیدن
(بعد از ۱۵ دقیقه)
دراز کشیده بود منم بغلش ک سر صحبتو باز کردم
عشقمم؟
+جانم پرنسسم؟
میگمم میشه فردا بریم پیش مامانم بهش قول دادم
+ساعت چند؟
ساعت ۵ تو کافه
+باشه میریم
قول میدیی؟
+آرع عمرم میریم فقط الان بخواب دیره چشات ضعیف میشن
باشهه شب بخیر
از رو پیشونی بوس کردو گف
+شب بخیر جیگرمم
صب شد و نور خورشید بیدارم کرد
اونیکس هنوز خواب بود
پاشدم رفتم تا صبحونه درس کنم
رفتم پایین ک همون خدمت کاری ک دیروز پیشم بود رو دیدم ک داشت خیلی بی سروصدا شیشه هایی ک زمین ریخته بودرو جمع میکرد
منو دید و هول شد و با وحشت گف
خ: سللااممم بان.نو،!
سلام کی اومدید؟ و چرا انقدر آرومی و ترسیدی؟
خ: آقا دیشب گفتن دیگه نمیخوان مارو ببین برای همین صب خیلی زود اومدم تا تمیز کنم خونرو ببخشید
وقتی شما رو دیدم فک کردم آقا پاشدن
دیشب براتون دردسر درست کردم شما ببخشید برام قضیه دیشبو تعریف میکنی؟
خ: بلع بانوو حتماا
دیشب بعد اینکه شما رفتید ب اقا زنگ زدم تو جلسه بودند گوشیشون دست بادیگاردشون بود برای همین نتونستم بهشون خبر بدم بعد از جلسه خودشون تماس گرفتند و من قضیه رو بهشون پشت تلفن توضیح دادم وقتی برگشتند خیلی عصبانی بودند و همه جارو ریختند بهم ولی چون خصلت نداشتند مارو بزنن در حقمون لطف کردند و فقط مارو از خونه بیرون انداختند
ببخشید واقعا متاسفم
خ:ن بانو اینجور نفرمایید آقا بشنون ایندفع مادرشون هم نمیتونن جلوشونو از کشتن ما بگیرن
الهیی بمیرم تو اینجاهارو تمیز کن من خودم صبحونرو آماده میکنم
خ:چشم بانو
رفتم آشپز خونه و تو این فکر بودم ک من واقعا دیشب گند زدم
هوفف بیخیال دیگه نمیشه کاریش کرد
نیمرو درست کردم و یکمم چیز میز گذاشتم برای خوردن ک صدای اونیکس از بالای پلع ها اومد ک داشت صدام میکرد
+عشقمم؟ کجایی
زود جواب دادم
آشپزخونه بیا صبحونه آمادس
چایی رو میخواستم بریزم ک صداش بلند شد ایندفع خیلی بلند داد زد
+تو اینجا چ غلطی میکنی ها!؟
فهمیدم ک ب اون بیچاره گیر داده رفتم بیرون
عشقمم با اون چیکار داری بذار کارشو کنه باشه ؟
گوشیشو از جیبش در اورد و زنگ زد
+بیاین اینو ببرینش ب جایی ک باید برع
با این حرفش خدمتکار ب دستو پاش افتاد
خ: آقا ن تورو خدا رحم کنینن
آقا بخدا بی گناهم آقااا لطفا
ثانیه ای نگذشت ک ۲ نفر غول پیکر وارد شدن و از دستاش گرفتن
شروع کرد ب التماس من
خ:بانوو بانو لطفااا رحم کنین
بانو خواهش میکنممم نذارین منو ببرن
منم دهنم باز موندع بود ک چی ب چیه تا ب خودم بیام اونو بردن و اونیکس از مچم گرف و با خودش ب طرف آشپز خونه کشید
رفتیم نشستیم بدون هیچ حرفی شروع کرد ب خوردن
+پرنسسم چرا تو فکری بخور تا سرد نشده
کجا بردنش؟
+واقعا تو فکر اونی؟ بخور سرد شد
تا نگی لب ب غذا نمیزنم
+عهع بردنش تا خوب تنبیه شه سرپیچی کردن یادش برع
مگه چیکار کرده بودد؟
+عشقم میشه ولش کنی؟
ن نمیشع
+سرپیچی کرده بود حالا غذاتو بخور
اگه بخاطر دیشبه ک اون تقصیر من بود ن اون زنگ بزن بهشون بگو کاری نداشته باشن
+ عشقمم!
گفتم زنگ بزن بخدا کاریش کنی میرم پشت سرمم نگا نمیکنم
+کجا بری تو زنمی
اونیکس شوخی نمیکنم زنگ بزن
+باشه باشه حرص نخور حالا
+کنسلش کنین
+خوبه حالا
آرع
+ولی یچیز یادت نرف ؟
چیی؟
پاشد اومد نزدیک و گف
+قرار شد هروقت اسممو بگی لب بدی درستع پس
لبمو مکید
خیلیی گاوییی
+صبحونه میخوری یا بازم بخورمت؟
ن ن میخورم
{شرط پارت بعدی
لایک بالای ۱۵
کامنت بالای ۲۵}
اونیکسس
+تو ساکت بخاطر تو هیچی نگفتماا
انقدر خوب حرف زدی دهنم وا موند
+هیسس بزار غذامو بخورم گشنمه
هیچی نگفتم و اونم شروع کرد ب مکیدنه سینمم
آخخخ عشقم آرومم دردم گرف
+هیسس
همینجوری ادامه داد ب گاز زدن و مکیدن
(بعد از ۱۵ دقیقه)
دراز کشیده بود منم بغلش ک سر صحبتو باز کردم
عشقمم؟
+جانم پرنسسم؟
میگمم میشه فردا بریم پیش مامانم بهش قول دادم
+ساعت چند؟
ساعت ۵ تو کافه
+باشه میریم
قول میدیی؟
+آرع عمرم میریم فقط الان بخواب دیره چشات ضعیف میشن
باشهه شب بخیر
از رو پیشونی بوس کردو گف
+شب بخیر جیگرمم
صب شد و نور خورشید بیدارم کرد
اونیکس هنوز خواب بود
پاشدم رفتم تا صبحونه درس کنم
رفتم پایین ک همون خدمت کاری ک دیروز پیشم بود رو دیدم ک داشت خیلی بی سروصدا شیشه هایی ک زمین ریخته بودرو جمع میکرد
منو دید و هول شد و با وحشت گف
خ: سللااممم بان.نو،!
سلام کی اومدید؟ و چرا انقدر آرومی و ترسیدی؟
خ: آقا دیشب گفتن دیگه نمیخوان مارو ببین برای همین صب خیلی زود اومدم تا تمیز کنم خونرو ببخشید
وقتی شما رو دیدم فک کردم آقا پاشدن
دیشب براتون دردسر درست کردم شما ببخشید برام قضیه دیشبو تعریف میکنی؟
خ: بلع بانوو حتماا
دیشب بعد اینکه شما رفتید ب اقا زنگ زدم تو جلسه بودند گوشیشون دست بادیگاردشون بود برای همین نتونستم بهشون خبر بدم بعد از جلسه خودشون تماس گرفتند و من قضیه رو بهشون پشت تلفن توضیح دادم وقتی برگشتند خیلی عصبانی بودند و همه جارو ریختند بهم ولی چون خصلت نداشتند مارو بزنن در حقمون لطف کردند و فقط مارو از خونه بیرون انداختند
ببخشید واقعا متاسفم
خ:ن بانو اینجور نفرمایید آقا بشنون ایندفع مادرشون هم نمیتونن جلوشونو از کشتن ما بگیرن
الهیی بمیرم تو اینجاهارو تمیز کن من خودم صبحونرو آماده میکنم
خ:چشم بانو
رفتم آشپز خونه و تو این فکر بودم ک من واقعا دیشب گند زدم
هوفف بیخیال دیگه نمیشه کاریش کرد
نیمرو درست کردم و یکمم چیز میز گذاشتم برای خوردن ک صدای اونیکس از بالای پلع ها اومد ک داشت صدام میکرد
+عشقمم؟ کجایی
زود جواب دادم
آشپزخونه بیا صبحونه آمادس
چایی رو میخواستم بریزم ک صداش بلند شد ایندفع خیلی بلند داد زد
+تو اینجا چ غلطی میکنی ها!؟
فهمیدم ک ب اون بیچاره گیر داده رفتم بیرون
عشقمم با اون چیکار داری بذار کارشو کنه باشه ؟
گوشیشو از جیبش در اورد و زنگ زد
+بیاین اینو ببرینش ب جایی ک باید برع
با این حرفش خدمتکار ب دستو پاش افتاد
خ: آقا ن تورو خدا رحم کنینن
آقا بخدا بی گناهم آقااا لطفا
ثانیه ای نگذشت ک ۲ نفر غول پیکر وارد شدن و از دستاش گرفتن
شروع کرد ب التماس من
خ:بانوو بانو لطفااا رحم کنین
بانو خواهش میکنممم نذارین منو ببرن
منم دهنم باز موندع بود ک چی ب چیه تا ب خودم بیام اونو بردن و اونیکس از مچم گرف و با خودش ب طرف آشپز خونه کشید
رفتیم نشستیم بدون هیچ حرفی شروع کرد ب خوردن
+پرنسسم چرا تو فکری بخور تا سرد نشده
کجا بردنش؟
+واقعا تو فکر اونی؟ بخور سرد شد
تا نگی لب ب غذا نمیزنم
+عهع بردنش تا خوب تنبیه شه سرپیچی کردن یادش برع
مگه چیکار کرده بودد؟
+عشقم میشه ولش کنی؟
ن نمیشع
+سرپیچی کرده بود حالا غذاتو بخور
اگه بخاطر دیشبه ک اون تقصیر من بود ن اون زنگ بزن بهشون بگو کاری نداشته باشن
+ عشقمم!
گفتم زنگ بزن بخدا کاریش کنی میرم پشت سرمم نگا نمیکنم
+کجا بری تو زنمی
اونیکس شوخی نمیکنم زنگ بزن
+باشه باشه حرص نخور حالا
+کنسلش کنین
+خوبه حالا
آرع
+ولی یچیز یادت نرف ؟
چیی؟
پاشد اومد نزدیک و گف
+قرار شد هروقت اسممو بگی لب بدی درستع پس
لبمو مکید
خیلیی گاوییی
+صبحونه میخوری یا بازم بخورمت؟
ن ن میخورم
{شرط پارت بعدی
لایک بالای ۱۵
کامنت بالای ۲۵}
- ۵.۲k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط