{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷۸

پارت ۷۸

حاضر شدم و اونیکسم حاضر شد سوار شدیم و راه افتادیم

رسیدیم پیاده شدیم و رفتیم تو

یکم راه رفتیم ک چشمم ی لباسی و گرف و خوشم اومد ازش
رفتیم تو تا دقیق تر ببینمش


+خب خوشت اومد؟

آره   نظر تو چیه

+بنظرم تو هرچی بپوشی بهت میاد نمیخوای تن کنی؟

چرا بدون تنخور ک نمیشه میرم بپوشم

+باش نفسم

پوشیدم و تنخورش بهتر از خودش بود واقعا خوشم اومد رفتم بیرون تا اونیکسم نظر بده

+واییی عین ماه شدیی قلبمم

واقعا؟  خودمم خوشم اومد

+آره عمرم باشه پس یدونه این و برمیداریم بریم ببینیم از یچیز دیگه خوشت میاد یا ن

ن خب این بسه دیگه بریم واس تو خرید کنیم

+همین یدونه؟

هوم

+باش اول بریم کیف و کفش و جواهرات تورو تکمیل کنیم بعدش واس من میخریم عجله نکن

باش

خریدارو کردیم دیگه تقریبا ۲ شده بود ک ب سمت کافه راه افتادیم

رفتم و مامانم تا منو دید زود پاشد
ک اونیکس وارد شد و دستمو گرف

امم بریم؟

+آرع قلبم

نشستیم و ی نیم ساعتی حرف زدیم ک اونیکس گف

+دیگه بریم دیرمون میشه

باشه

مامانم : ماری

بله؟

مامانم: ی ۱۰ دقیقه میتونم تنهایی صحبت کنم بات؟

منم بدون هیچ حرفی زل زدم ب اونیکس  و بهش گفتم ک میتونم یا ن

+آره قلبم میتونی

مامانم:ممنونم

+بخاطر پرنسسم بود ن تو
عشقم من رفتم بیرون منتظرتم

باشه زود میام

اونیکس رف ک مامانم سر صحبتو باز کرد

مامانم: عشق مامان بابات میخواد ببینتت میدونه اشتباه کرده و حاضره هر کاری ک بگی رو انجام بده تا جبران کنه

من نمیخوام

مامانم:فداتشم بزرگ ترام اشتباه میکنن ی فرصت بده بهش باشه؟

بعدا فکرامو کنم حرف میزنیم

مامانم:باشه،  راستش لوکاس حالش خیلی بده از وقتی ک رفتن یا کلا تو اتاقشه و کسیو نمیذاره یام کلا بیرونه زنداییت خیلی نگرانه شاید تو باهاش حرف بزنی بهتر شه باهم بریم دیدنش ؟

مامان واقعا فک نمیکنی درخواستت واسه من ک هیچ واسه اونیکس اصلاو ابدا نمیشه

مامانم:یعنی تو حاضر نیستی پسر  داییت رو ببینی؟ ب حرف هیچکس گوش نمیده

مامان من دیگه برم بعدا دربارش حرف میزنیم الان اونیکس منتظره

رفتم بیرون اونیکس بیرون  وایساده بود

رفتم پیشش

عشقمم بریم

+ی بوس میدی؟

عشقم اینجاااا

+چ اشکالی داره مگه؟

ننن زشته میبینن

+کون دارن نگا کنن و بخندن ؟

ن اخه خودم خجالت میکشم تاحالا بیرون اونم پیش رانندت

نذاشت حرفمو کامل بگم و از لبم بوس کرد

+حالا دیگه بیرونم بوست کردم

اخم کردم بهش ک گف

+ اممم ی چی

چی؟

+الان دلم میدونی چی میخواد؟

ن بگو
گردنشو اورد پایین روبرو صورتم نزدیک شد طوری ک نفسش بهم میخورد

+گردنتو آرومم لیس بزنمو بخورم اوفف دهنم آب افتاد

انگشتمو گذاشتم رو صورتش و آروم هل دادم  عقب و زود دستشو گرفتم و گفتم

بریم بریم ک دیر شد باید حاضر شم

و با خودم کشیدم سمت ماشین
پوزخندی زدو بام راه افتاد

((هر وقت تونستم بازم میذارم))
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۷۹رفتیم و سوار ماشین شدیم و ب سمت خونه راه افتادییمتا ر...

استایل هاشون

پارت هدیهشروع کردم ب خوردنو اونیکسم نشست پشت میز و شروع کردت...

پارت ۷۶رفتم جلوترزبونم انگار بند اومدع بود با صدای آرومم و ک...

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

p6+ = با چیزی که گفت خشکم زد باورم نمیشود اون به این راحتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط