{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی بد

برادر ناتنی بد🎀

پارت ⁹

لوپ هام گل انداخته بود که به خودم آمدم گفتم

+ولم کن

_نوچ

انقدر تکون خوردم که نگو بلخره سوار ماشینم کرد

من اخم کرده بودم به جلو نگاه میکردم همون جوری گفتم

+برو دیگه چرا نمیری

بهم نگاه کرد گفت
_هانا تو چته!

بهش نگاه کردم گفتم

+به تو چه (انتظار چی داشتید)

_حرف دهنتو بفهم وگرنه..

+وگرنه چی /با پوزخند/

_هیچی..


ماشین رو روشن کرد و راه افتادیم سمت خونه

وقتی رسیدم
از ماشین پیاده شدم و وارد خونه شدم /خونه چیه عمارت بود/
هم درو باز کردم
دیدم نه مامانم نیست نه پدر ناتیم

چند بار به مامانم زنگ زدم ولی بر نداشت

چونگ کوک به پدرمون زنگ زد بلخره جواب داد

÷الو

_معلوم هست کجایی /عصبی /

÷پسرم منو مادرت چین هستیم ماه عسل

گوشی رو آیفون بود هر دو گفتیم

+_چییییی

_اونجا چیکار

÷میرن چیکار. میکنن ماهم همون کار دیگه کاری نداری مراقب خواهرت باش

_من چه جوری این مگس رو تحمل کنم

+خودتی گاو؛ گاووووووو

قط کرد

_هوف. هانا نگاه کن من وتو جدا میشیم و هیچ کدوممون به اون یکی کار نداره

+ چه خوب*خیلی ناراحت شدم *

¹⁵ لایک
⁵ کامنت
دیدگاه ها (۱۳)

برادر ناتنی بد 🎀P⁸+ا..اما×چی هانا +اوت از من خوشش نمیاد/گریه...

برادر ناتنی بد🎀P⁷×بدش یه لحظه +بگیر یوری بازش کرد تو جعبه یه...

پارت ۱۳ویو ا/ت زمان :زنگ ناهار تو مدرسهوای حالا چیکار کنم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط