{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی بد

برادر ناتنی بد 🎀


P⁸

+ا..اما
×چی هانا
+اوت از من خوشش نمیاد/گریه/
ویو یوری

بعد از این که هانا این رو با گریه گفت از سرف رفت
ویو هانا
رفتم تو کلاس انقدر ناراحت بودم با خودم میگفتم 《یعنی من آنقدر بد شانسم که عاشق برادرم شدم..؟》💔
انقدر گریه کردم که خوابم برد
وقتی از خواب بيدار شدم
دیدم معلم داشته صدام میزده
€هانا حواست کجاست؟
+ببخشید دیشب دیر خوابیم یکم خوابم میاد/اروم/
€باشه پس حواست رو جمع کن
_هانا تو که دیشب زود خوابیدی ؟
جوابش رو ندادم
یعنی اصلا نمی خواستم بدم چه فایده که بهش اعتراف کنم که چی بشه ما فقط خواهرو برادرم همین
_هانا مگه کری
+ه...
_چرا چیزی نمیگی ؟
+/لبخند درد ناکی زدم/ گفتم
+چیو بگم دقیقا مگه مهمه
ساکت شد و دیگه چیزی نگفت
ولی فکر کنم خیلی بد باهاش بر خرد کردم باید ازش معذرت خواهی کنم.. چی نه اصلا مهم نیست هه فردا یادم میره اصلا کیه ..
زنگ به صدا در آمد

من از مدرسه از همه زود تر بیرون آمدم
_هانا
_هانا وایستا
+چیه
_بابا گفت با ماشین من بیای
+هوف حوصله ندارم
_میخوای ناراحت کنیش
+بشه به من چه برو دوست دخترت رو سوار کن
_چقدر ت نفهمی
+اره من نفهمم..
جونگکوک آمد کنار و برآید استایل بغلم کرد و گذاشتم تو ماشینش...
دیدگاه ها (۳)

برادر ناتنی بد🎀پارت ⁹لوپ هام گل انداخته بود که به خودم آمدم ...

برادر ناتنی بد🎀P⁷×بدش یه لحظه +بگیر یوری بازش کرد تو جعبه یه...

بــرآدر نـاتـنـے بــد🎀p¹¹_برو اون ور +یوک!!_برو دیگه..+چرااا...

برادر ناتنی بد 🎀P⁴×هانا +هوم ×میگم تو هم ناراحتی+خیلی ×هوف ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط