{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی که بکش روسری ات را جلو ، اما

گفتی که بکش روسری ات را جلو ، اما

خندیدم و گفتم : عه ... ولش کن ... چه خبرها ؟

هرگز نشنیدم پس از آن روز که رفتی

زیباتر از آن جمله : بکش روسری ات را ...
دیدگاه ها ()

هم در هوای ابری آبان دلم گرفت هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت...

مرا به گریه نیندازمی شکنممثل فنجانیکه وقتی شکستنفهمیدیمبوته ...

ﻧﺎﺯ ﺁﻥ ﺍﺧﻤﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻟﺐ ﺯ ﻟﺐ ﻭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ...ﮔﻮﺵ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻛﺮ ﻋﺠﺐ ، ...

دختر: مامان ازدواج ینی چی؟ مادر: ازدواج یعنی به فرزندی قبول ...

#novel_vampireات ...ته پس درست گفتمات میدونی چیه وقتی با تو ...

آت :شوخی کردم باهات هانا :مگه نمی‌بینی قلب من ضعیفه آت: بله ...

جادوی عشق ۸ part خندیدم و گفتم باشه. تو هم.. دوتا طلبت اقا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط