{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول

رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول



.


#پارت دوم🥵🔞


. شیخ عرب مشغول بوسیدن و ور رفتن با انتخابش بود تازه یادم اومد گفته بودن بعد از انتخاب اولیه باید بریم تو کابین تا اونا مطمئن شن ما رو میخوان پس اینجوری مطمئن میشن وای تو چقدر احمقی آنا تو قراره شریک جنسی یه نفر بشی معلومه چجوری می‌فهمه براش مناسب هستی یا نه کف دستم عرق کرده بود و دیگه مطمئن بودم کابین 4 خالیه لبمو گاز گرفتمو سرمو انداختم پایین من دربرابر دخترای دیگه که کنارم بودن شانس نداشتم بدن رنگ پریده من در برابر پوست برنزه و اندام پر اونا چیزی نبود صدای زنگ کابین 1 بلند شد میدونستم روش چی نوشته اما برای آخرین بار نگا کردم 4 دختر شماره 4 نفس عمیقی کشیدم شاید هفته من بشه با رفتن اون دختر سمت کابین اون مرد مردد برگشتم سمت تام مسئولمون اونم به کابین شماره 4 اشاره کرد برو آنا برو ببین قبول میشی یا نه مردد رفتم سمت کابین شماره 4 یعنی کی اونا بود که میخواست دیده بشه موهای تنم سیخ شده بود از ترس یعنی اونقدر زشته که نمی‌خواد دیده بشه در کابینو باز کردمو عطر مردونه‌ای ریه هامو پر کرد تو نور کمی که از شیشه کابین میومد تو تازه تونستم سایه یه مردو ببینم رو صندلی اما عقب تر از جایی که بقیه نشسته بودن نشسته بود فقط تا کمرش قابل تشخیص بودم صورت و کتفش تو سیاهی مطلق بود با ورودم گفت بیا اینجا بشین پاهاشو باز کرد و به زمین بین پاش اشاره کرد با ترس رفتم بین پاش نشستم که کمر شلوارشو باز کرد و گفت ببینم چیزیم بلدی دهنم خشک شد باید میگفتم بلد نیستم باید میگفتم اولین بارمه اما نمی‌خواستم این فرصتو از دست بدم حال مامان هرروز بدتر میشد لبمو تر کردمو چشامو بستم

. از زبان مکس


. کلافه بودم اینجوری انتخاب شریک جنسی و اجاره دخترا برای مردایی بود که نمیتونستن جوری دیگه کسیو داشته باشن اما من فقط برای خلاص شدن از دست لکسی مجبورم این همه هزینه کنم تام برای اینکه هویتم مخفی بمونه کلی پول ازم گرفت و نمی‌خواستم با انتخاب یکی از اون دختر بهش بهونه بدم که بیشتر باهام حساب کنه منتظر موندم تا آخرین دختر هر چند اگ قرار بود کسی همراهیم کنه ترجیح میدادم همین دختر باشه ون کاملا متضاد لکسی بود اندام ظریف و پوست فوق العاده سفید چشم و ابرو مشکی با لبای کوچیک اما پر در ظاهر چیزی بود که کاملا متضاد لکسی بود این بهترین گزینه من بود میدونستم وقتی میان تو کابین باید امتحانش کنم قبلاً نیومده بودم اینجا اما متیو تمام مراحلو گفته بود اگه این نقش مون موفق میشد برای همیشه از شر لکسی خلاص میشدم شر کسی دیگه هم رو سرم نبود یه قرار داد یه ساله و وقتی تموم میشد این دختر می‌رفت و دیگه حق نداشت به من نزدیک بشه چی از این بهتر اومد بین پام نشست و خیره به تنم شد می‌تونستم ازش بخوام بیاد بغلمو ببوسمش اما نمی‌خواستم از همین اول نرم باشم نمی‌خواستم یه اشتباهو دوباره تکرار کنم و کسی رو پر کنم لبشو تر کرد و آروم سرشو اورد جلو داغی لبش رو تنم باعث شد آب دهنمو سخت قورت بدم فکر نمی‌کردم آنقدر بهش حس نشون بدم کاملا مشخص بود وارد نیست اما همین ناواردیشم لذت بخش بود سرشو گرفتمو فشارش دادم به خودم که هق زدو ولش کردم خم شد رو زمینو به سرفه افتاد بلند شدمو کمر شلوارم بستم
دیدگاه ها (۰)

رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول#پارت 3از زبان آنا خیلی سخ...

رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول# پارت 4.از زبان مکس.وقتی ...

رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول...خلاصه .داستان آنا که بر...

رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول...خلاصه .داستان آنا که بر...

بزن بریم::ویو لکسی::آروم پلک زدم، یکی تقریباً داشت تو گوشم ...

Fate is predetermined

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط