{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باورم نیست که همسایه ی دردم شدهای

باورم نیست که همسایه‌ ی دردم شده‌ای


کی شودشانه‌ ی من‌ تکیه‌ ی پیشانی تو


#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۰)

باشد که حافظه ام را از دست بدهم و از همه ی پُل های در حال ری...

ناگهان ترکت می کنم ،چنان که روح بعد از عمری وفا داری ،بدن را...

قفل بر در نبسته‌ام ،شمع روشن نکرده‌امو تو می‌دانی خسته‌تر از...

دلم پیش توستاما دور از توسطر سطر دفتر احساسمخیس از بارش بارا...

ی شاخه از درخت توت همسایه تو حیاط خونمونه.اقای همسایه اومد گ...

تو به بویِ غزل و قافیه  ، آمیخته ایبه‌خدا حالِ مرا ،خوب به ه...

شوقی میان چشم، برای نگاه نیست وقتی که حرف آینه ها غیر آه نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط