{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قفل بر در نبسته‌ام ،

قفل بر در نبسته‌ام ،
شمع روشن نکرده‌ام
و تو می‌دانی خسته‌تر از آنم
که به خواب فکر کنم .

من ، مست صدای توام
صدای تو که در اين‌جا پژواک می‌يابد ...
فقدان ، بار سنگينی است بر دوش
و زندگی دوزخی است نفرين شده .

پيش از اين چه سخت باور داشتم ،
تو باز می‌گردی ...

#آنا_آخماتووا
دیدگاه ها (۰)

باورم نیست که همسایه‌ ی دردم شده‌ایکی شودشانه‌ ی من‌ تکیه‌ ی...

باشد که حافظه ام را از دست بدهم و از همه ی پُل های در حال ری...

دلم پیش توستاما دور از توسطر سطر دفتر احساسمخیس از بارش بارا...

من در شور عشقم محبوب من !چه نعمت بزرگی است اینکه صبحگاهان چش...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.47(از زبون نویس...

پارت ۶: حقیقتی که دفن شده بودخانه بعد از رفتن آن مرد، در سکو...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.100(از زبون ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط