پارت ۱

#ماه_آبی
#پارت_1

(یو جو)

با استرس و دلشوره ای که به جونم افتاده بود وارد کلاس شدم با ورودم معلم با لبخند مسخره ی روی لبش به سمتم اومد:

'بچها به عضو جدید کلاس یو جو خوش آمد بگید و بچها یو جو نمیتونه حرف بزنه

نگاه بچها روم اذیتم میکرد صدای خنده ی بعضیا رو میشنیدم:

؛ عزیزم تو میتونی پیش سولی بشینی

سری تکون دادم و به طرف دختری قشنگی که ردیف دوم نشسته بود رفتم:

*سلام یو جو من سولیم امیدوارم بتونی من رو به عنوان دوستت قبول داشته باشی

دختر مهربونی بود لبخندی زدم و سری تکون دادم که با صدای معلم لبخندم محو شد و به تخته چشم دوختم...

.................
(ویو نایون)

همراه بچها به طرف میز سولی رفتیم تا به بچه ی جدید خوش آمد بگیم شاید بتونه وارد اکیپ بشه البته اگه خودش بخواد:

+سلام یو جو من نایونم
اینم لینو، مین آ، ده هیون، سولی

دفتر کنارشو برداشت و با روان نویسش نوشت:

•سلام نمیدونم چی بگم ولی از دیدن تو و اکیپت خوشحالم

سری تکون دادم:

+دوست داری توهم وارد اکیپمون بشی

سری تکون داد و روی دفتر نوشت:

•اما میدونی که من نمیتونم حرف بزنم

شونه ای بالا انداختم:

+مشکلی نیست
دیدگاه ها (۲)

خلاصه

رمان جدید

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁸..سارانگ : واقعا درس خودندو دوس...

#چندپارتی#تهونگ #درخواستیPOV:وقتی بابات کل خانواده ی تهونگ ر...

دوست پسر مافیایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط