{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفته از این روزگار بحرانی

دلم گرفته از این روزگار بحرانی
دلم گرفته خدايا نگو نمي داني

زمين كه ارثيه ي اشتباه آدم بود
دوباره پر شده از نقشه های شیطانی

چقدر مانده كه دنيا به آخرش برسد
براي دلهره ي ما كجاست پاياني

صداي همهمه ي باد هرزه مي پيچد
درون كوچه ي آباد ِ رو به ويراني

نگو برای پریدن هنوز فرصت هست
شکسته بال و پرِ من خودت که می دانی

ببخش اگر غزلم از گلايه لبريزست
اگرچه مطمئنم كه غزل نمي خواني
دیدگاه ها (۰)

گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،گاهي نمي‌شود که نمي‌شود ک...

زیادی خوبی نکن !زیاد که خوبی کنی بهت شک میکننیا به عقلت یا ب...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

👌👌👏👏

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط