{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

┄┄┄┄┅━✵✵━┅┄┄┄┄

┄┄┄┄┅━✵✵━┅┄┄┄┄
برای بدست آوردنش جلو هرکسی ایستادم
برای بدست اورن اون چشمای مشکی دوست و آشنا نشناختم
برای یک دقیقه کنارش بودن از ساعت های زندگیم گزشتم
از تموم ارزوی های بچگیم زدم و تورو کردم ارزوی تموم زندگیم
آرزویی ک برام خوردو خوراک نزاشت
وقت برای فکر کردن نزاشت
اعصابی برای اعضای خانواده نزاشت
آرزویی ک براورده شدنش شده بود یع حسرت تمام وقت...
جنگیدم جنگیدم جنگیدم
الان کجایی؟😔
دیدگاه ها (۱)

My lovely neighbor part : 49

💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 برای بدست آوردنش جلو هرکسی ایستادم برای بدست ا...

- ظرف ذرتمو کشید جلوش و با قاشق دهنیم شروع کرد به خوردن . - ...

( قسمت سیزدهم: آغاز یک تغییر ).روح از چهره مادرم رفته بود .....

👍 👍 😔 😔 😔 😔 معین خواننده معروف تعریف میکند روزی از ایران نام...

👍 👍 😔 😔 😔 😔 معین خواننده معروف تعریف میکند روزی از ایران نام...

آژانس دونفره پارت ۲۳

#دخترای_لجباز 📞 پسرای_مغرور 📱 پارت بیست و چهارم .اه یعنی ال...

خوشحال شدم هرچند که احتمالشو میدادم که با انتقالیم موافقت بش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط