🌻گل آفتاب گردون 🌻

🌻گل آفتاب گردون 🌻

تو توی یک مغازه گل فروشی کار میکردی و علاقت به گل ها و گیاهان زیاد بود .
توی فکر و خیال خودت قرق بودی که صدای زنگ مغازه اومد .
سرت و بالا اوردی تا ببینی کسی که وارد مغازه شده بود کی هست .
خودش بود مردی که هر ۵ شنبه و یک شنبه ها برای خریدن گل های آفتاب گردون
و رز سفید میومد .
میتونم کمک تون کنم
همون همیشه گی رو لطفا آماده کنید
بله حتمی
دسته گل رو به زیبا ترین نحو درست کردی و بهش دادی نگاهی بهش انداختی و گفتی
+به کسی که قراره این گلا رو بگیره خیلی حسودی میکنم
_باورم نمیشه هنوزم نفهمیدی عزیزم که اون تو هستی
_هوفف چقدر دیگه باید گل بخرم تا متوجه علاقه ام بشی هزارتا همه رو چندتا .?
دیدگاه ها (۱)

سناریو

برده عمارت جئون

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 10 | حسودیت می‌شه، آقای هوانگ؟!...

I wanna be a dad🧸💙 p²¹

انگاه که مرا دید

پارت۲

____[Stirring Ashes]____

پارت چهارم《فردا صبح》از دید ا/ت وای خدا چقد خسته بودم آخيش رف...

2p-----------------------------------------------------توی ر...

پارت10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط