سلامتی دوستانم ...💜
سلامتی دوستانم ...💜
«گفتگو با خدا»
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
❇
خدا گفت: پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
❇
گفتم: اگر وقت داشته باشید.
❇
خدا لبخند زد و گفت،
❇
وقت من " ابدی " است.
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی از من بپرسی؟
❇
گفتم: چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکند؟
❇
خدا پاسخ داد...
❇
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول میشوند.
❇
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را میخورند.
❇
این که سلامتشان را صرف به دست آوردن پول میکنند
❇
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.
❇
این که با نگرانی نسبت به آینده
❇
زمان حال فراموششان میشود.
❇
آنچنان که دیگر نه در آینده زنگی میکنند و نه در حال.
❇
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد
❇
و چنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبودهاند.
٭٭٭
خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.
❇
بعد پرسیدم...
به عنوان خالق انسانها، میخواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟
❇
خدا با لبخند پاسخ داد،
❇
یاد بگیرند که نمیتوان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.
❇
اما میتوان محبوب دیگران شد.
❇
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
❇
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد،
❇
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.
❇
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم، ایجاد کنیم
❇
و سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
❇
با بخشیدن، بخشش یابد بگیرند.
❇
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقاً دوست دارند
❇
اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند.
❇
یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
❇
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند
❇
بلکه باید خودشان هم خود را ببخشند.
❇
و یاد بگیرند که من اینجا هستم.
همیشه...♡
پیـــروز بـاشیـــد دوستان 🌷
«گفتگو با خدا»
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
❇
خدا گفت: پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
❇
گفتم: اگر وقت داشته باشید.
❇
خدا لبخند زد و گفت،
❇
وقت من " ابدی " است.
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی از من بپرسی؟
❇
گفتم: چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکند؟
❇
خدا پاسخ داد...
❇
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول میشوند.
❇
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را میخورند.
❇
این که سلامتشان را صرف به دست آوردن پول میکنند
❇
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.
❇
این که با نگرانی نسبت به آینده
❇
زمان حال فراموششان میشود.
❇
آنچنان که دیگر نه در آینده زنگی میکنند و نه در حال.
❇
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد
❇
و چنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبودهاند.
٭٭٭
خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.
❇
بعد پرسیدم...
به عنوان خالق انسانها، میخواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟
❇
خدا با لبخند پاسخ داد،
❇
یاد بگیرند که نمیتوان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.
❇
اما میتوان محبوب دیگران شد.
❇
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
❇
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد،
❇
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.
❇
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم، ایجاد کنیم
❇
و سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
❇
با بخشیدن، بخشش یابد بگیرند.
❇
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقاً دوست دارند
❇
اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند.
❇
یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
❇
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند
❇
بلکه باید خودشان هم خود را ببخشند.
❇
و یاد بگیرند که من اینجا هستم.
همیشه...♡
پیـــروز بـاشیـــد دوستان 🌷
- ۱.۵k
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط