{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریاد که گر تشنه در این شهر بمیرم

فریاد که گر تشنه در این شهر بمیرم
جز دیده کس آبی به لب من نچکاند

پاییز وصل گر نامی به دلم ریخت
وزتلخی عشق دیدی که؛زهرش بچکاند

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

غم ویرانی تو را به چه تشبیه کنم؟ فرض کن کوه شنی طعنه ی طوفان...

کاش به جای علم و افزار وفنون ؛ شاعر می شدمدست روازدست تو خو...

ای اشک روان بگو تا بگویم چو دل‌افزای مرا آن باغ و بهار و فصل...

آب در روغن بریزی ناله خیزد از چراغصحبت ناجنس،آتش را به فریاد...

وقتی دلم با چشم هایت آشنا می شدمشتش چه زیبا پیش تو هر لحظه و...

چشام کاسه خوننتنها دلیل حال خوبمبگو رفتم، بیان اطرافیانت پا ...

در حسرتم که با تو دمی گفت و گو کنمشاید به سحر عشق، ترا زیر و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط