{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راستی بچه ها میخواستم یچیزی بهتون بگم •-•

راستی بچه ها میخواستم یچیزی بهتون بگم •-•
دیروز توی پاساژ دم در میخواستم با ایونا کیفمو و بردارم برم تبقه بالا ...
که یه پسر درست شبیح تایلر بیشتر شبیح هاید بودنش بود *-*
یه صورت سفید دراز کشیده و چشمای بزرگ دقیقا به رنگ سبز نمیدونم اسلی بود قیافه پوکر فیس و بی حوصلش ... ماهای فرش خپکه حالت خوبی به صورتش داده بود و روی یه موتور با برند معروف نشسته بود ▪︎~▪︎
وقتی یکم نگاهش کردم دقیقا جلو ما بود و من لبخند زده بودم >>>>>>>>>>>>>>>
و بعد که مامانش اومد سمتش بوسیدش و بعد پشت موتور یه پلاستیک بهش داد و رفت منو ایونا همینجوری نگاهش میکردیم :/
ایونا دوید گفت ایونا چلاغ بیا دیگه چرا موندی من همینجوری به ایونا بعد به پسره که خیره بهم بود لبخندم محو شد؛( ...
بعد پسره با اخم نگاهم کرد آروم رد شدم ولی باز تو پاساژ دیدمش :]
ولی این ایونای خنگ متوجهش نشد ایششششششششش بیشتر آدمو دیوونه میکنه:\\ ... ولی خیلی شبیح هاید بود دقیقا میتونستم هاید بودنشو حس کنم و بفهمم وقتی هاید چه قیافه آیه ولی وقتی منو دید خیلی ترسیدممممممممم×-×'
گلاب به روتون خودمو خیس کردممممممم ●○
دیدگاه ها (۰)

عررررررررررر زری با هری عکس گرفتههههههههههههه>>>>>>>>>>>>>>>...

پروف؛)

از این اکیپا دلم خواستتتتتتتتتت>>>>>>>>>کی هست حالا ما اکیپ ...

ولی این ۵ باره که تو شیپ شرکت میکنم و اول همه شیپ پیدا میشه ...

پارت ۸موتور جلوی ساختمون خونه‌م آروم توقف کرد.ولی من هنوز دس...

چند‌ پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``خانوادت‌ اذیتت‌ میکنن‌‌ ‌و‌ اون.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط