{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از وجودم عشق میگیرد شراب خانگی

از وجودم عشق می‌گیرد شراب خانگی
نسبتی داریم پاییز و من و دیوانگی

برگ‌ریزان نگاهت مرگ‌ریزان من است
می‌کشی روح مرا تا سرحد ویرانگی

ذله‌ام کرده‌ست عکس بی‌پناهت کنج قاب
هر چه نزدیکش می‌آیم می‌کند بیگانگی

غم تمام روز دور سینه‌ام پر میزند
یک کلاغ خودسر و اینقدر سرسختانگی؟!

تا کسی در کوچه نام کوچکت را می‌برد
بیقراری در صدایم میکند پرچانگی

روی کیک خاطراتم شمع روشن کرده‌اند
شانه‌ام را می‌شکافد لذت پروانگی

ای انار سرخ باقیمانده روی شاخه‌هام!
تا ابد خوش باش با حس یکی‌یک‌دانگی...

#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

عاقبت روزی تو را در شَهر پیدا می کُنم شانهِ هایت را ب...

چه شد که سر نمیزنی ، به دفتر خیال من ؟جواب کوتهی بده ، به جز...

به تماشای قدت آینه ها کوتاهندماه ها پشت نگاه تو شبیه ماهندهر...

من اگر نباشم، تو که معشوق منی مگر به دیده‌ی عشاق دیگری در آی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط