{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اگر نباشم تو که معشوق منی مگر به دیدهی عشاق دیگری در

من اگر نباشم، تو که معشوق منی مگر به دیده‌ی عشاق دیگری در آینده خواهی نشست؟
هزار آینه‌ی شخصی دیوانه برافراشته‌ام به دور عشوه‌ی بی‌انتهای تو
ـ “عشوه” ـ چه واژه‌ی والایی!
انگار آن را تو بر زبان راندی اول و بعد زن قیامت شد!
و از پسِ آن بود
که هیچ آینه‌ی دیگری را اجازه ندادم
نوک آن ناخن نوچیده‌ی ظریف تو را انعکاس دهد.
عاشق اگر حسود نباشد حتماً دیوانه است و یا زیبایی سرش نمی‌شود...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

به تماشای قدت آینه ها کوتاهندماه ها پشت نگاه تو شبیه ماهندهر...

از وجودم عشق می‌گیرد شراب خانگینسبتی داریم پاییز و من و دیوا...

تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟شب از هجوم خیالت نمی ب...

ما را زمانه گر چه به ظاهر خراب کرددلداده ای برای غزل انتخاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط