{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ششم ستاره من

پارت ششم ستاره من

آی کلی داخل مدرسه نگران هیکارو بود و اصلا حواسش به درسای معلم نبود که معلم گفت آی تو بیا جلو این سوال حل کن آی یدفعه هل شد پاشد به معلم گفت چی چی رو حل کنم من چیزی بلد نیستم معلم گفت اینهمه من درس دادم تو خواب بودی یا تو هپروت آی عذرخواهی کرد بچه ها هم خندیدن به آی بعد مدرسه آی برگشت به خونش که ایچیگو سایتو بهش گفت چرا به حرفای معلم گوش ندادی و تو هپروت بودی؟ آی گفت تو چطوری از همچی من خبر دار میشی؟ ایچیگو سایتو گفت من جاسوس میفرستم که حواسشون بهت باشه آی گفت من نیازی به جاسوس ندارم دیگه نفرست ایچیگو سایتو با صدای بلند گفت خف*ه شو آییییی من به خاطر خودت اینکارو میکنم که هیچیت نشه آی گفت میگم امروز غذایی نداریم ایچیگو سایتو گفت اصلا تو گوش میدی آی با قیافه خنده رو گفت من خوبم هیچیم نمیشه ایچیگو سایتو گفت خب سوالی که الان گفتی رو الان جواب میدم من مگه آشپزم برات غذا بپزم برو بیرون خودت غذا بخر به من چه آی گفت خب تو به عنوان بابای من حساب میشی مگه نه پس چرا غذا درست نکردی ایچیگو سایتو گفت خب بلد نیستم آی گفت اینکه مشکلی نیست بیا با هم درست کنیم وای ادم رفت بگم من خودمم بلد نیستم ایچیگو سایتو گفت آیییییی من فقط تورو نکشتم اگه غذا بسوزه تقصیر خودته آی گفت نه بابا حواسم هست بیا از کتاب آشپزی استفاده کنیم ایچیگو سایتو گفت باشه فقط سوخت کل خونه رو آتیش گرفت صاحبخونه اومد گفت چیشده تقصیر من ننداز باشه؟ آی گفت مشکلی پیش نمیاد تو چرا انقدر عصبی هستی ایچیگو سایتو گفت حالا بیا آشپزی کنیم خب تموم شد بیا اینو بزاریم داخل فر
اصلا حواس هر دوشون به فر نیست
بوممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ( کل خونه رو دود گرفت و نصف سقف خراب شد تو سرشون)
آی یا ابوالقاسم صدای چی بود
ایچیگو سایتو گفت آیییییییی من تورو سقط میکنم چیکارررررر کرددددددییییییی آی گفت خب ببخشید کل خونه رو خراب کردم
صاحبخونه اومد گفت چیشده چه اتفاقی افتاده آی گفت همش تقصیره بابامه ایچیگو سایتو گفت نخیر تقصیر خودشه میاد میندازه سر من آی گفت خب مگه نگفتی تقصیر تو بندازم ایچیگو سایتو گفت تو اصلا گوش میدی من چی میگم ای خدا از دست این بچههههه الان باید یه خونه دیگه بخریم آی گفت اشکالی نداره بریم یه خونه دیگه بخریم اینکه مشکلی نیست ایچیگو سایتو گفت پولشو داری بهم بگو آی گفت آره دارم چون طرفدار زیاد داشتم حقوقمو زیاد کردن پس یه خونه خوشگل و کوچیک میخریم بهتر از این جاعه این جا اصلا خرابه بود هر وقت میرفتم دستشویی نمیدونم چی بود میافتاد تو کلم همه آب میریخت رو سرم ایچیگو سایتو گفت خب خونه ای رو توی این محل پیدا کرده ای آی گفت خب فعلا نه ولی پیدا میشه نترس بابا ایچیگو سایتو گفت من اصلا نترسیدم آی گفت تبلتمو بده دو دقیقه اه ایچیگو سایتو گفت باش
5 ساعت بعد:
آی گفت اه من یدونه خونه پیدا کردم
صدای غور غور شکم آی اومد آی گفت ام فکر کنم باید یه جایی غذا بخوریم ایچیگو سایتو خنده ش گرفت آی هم همینجوری رفت که رستوران پیدا کنه ایچیگو سایتو گفت کجا میری صبر کن آی بالاخره یه رستوران خوب پیدا کرد و آی و ایچیگو سایتو غذاشونو خوردن آی گفت حالا بیا بریم خونه رو بخریم ایچیگو سایتو گفت باشه آی گفت میخوام از داخل تبلت بخرم ایچیگو سایتو گفت باشه آی گفت هوراااااااااا
و خونه رو بالاخره خریدند
آی گفت میای بریم به همسایه بغلی سلام کنی ایچیگو سایتو گفت صبر کننن آی همینجوری رفت در خونه همسایه رو زد که همسایه در رو باز کرد
آی یدفعه ای چشماش برق زد چون اون هیکارو بود.......... ادامه دارد
70 تایی شدم تا 80 تاییم صبر میکنم و پارت بعدی رو میزارم
دیدگاه ها (۸)

شׅׄما ׅׄׄمیׅرׅفتׄیׅنׄ مׅدׄرسׅه ׅکׄه ׅدکׄتׅر بׄشیׅنمׅׄا میׅׄׄ...

پارت هفتم ستاره منآی گفت سلام همون موقعی که هیکارو داشت میگف...

پارت پنجم ستاره منآی رفت خونش که ایچیگو سایتو بهش گفت چرا با...

تׅׄو ׅׄستارׅׄه اׅׄی هׅׄسׅׄتׄی که هرׅׄشׄبׅ دׅنׄبׄالׅشׄ مׅیگׅׄ...

پارت هشتم ستاره منآی رفت خونه ایچیگو سایتو گفت سلام آی هم گف...

پارت دهم ستاره منبعد سفارش و خوردنش آی گفت : رئیس خیلی بوی ا...

پارت نهم ستاره منهیکارو گفت من چشم شده چرا هر وقت من اون دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط