پارت پنجم ستاره من
پارت پنجم ستاره من
آی رفت خونش که ایچیگو سایتو بهش گفت چرا با یک پسر رفتی بیرون اونم از نوع معروفش آی گفت مگه چیشده ایچیگو سایتو بهش گفت بیا لپتاب منو ببین آی دید چشماش یدفعه سیاه شد چون دید از اونو هیکارو عکس گرفته شد رفت تو همه جا و همه به آی و هیکارو شروع کردن به هرزه گفتنشون آی خیلی ناراحت بود از کارش ولی از ته دل براش مهم نبود مردم چی میگن
برای همین رفت تو اتاقش ایچیگو سایتو گفت نمیخوای این مشکلو رفع کنی؟ آی گفت چرا ایچیگو سایتو گفت چون برای اعضای گروهت مشکل درست میکنی آی گفت خب یجوری خودت حلش کن ایچیگو سایتو با دروغ تونست مشکلو حل کنه که همون موقع طرفدارای آی و هیکارو همینجوری بیشتر شد
فردا موقعی که آی رفت مدرسه بهش گفتن به ما امضا میدی آی گفت حتما قبلش همشون از هیکارو هم امضا گرفتن آی در آی همون موقع در ذهنش گفت آیدل شدن چه فایده ای داره تازه یادش اومد به خوش گفت بخاطر هیکارو عه پس من کل تلاشمو بخاطرش میکنم هیکارو وقتی آی رو دید گونش سرخ شد قلبش همینجوری میتپه آی وقتی هیکارو رو دید ازش پرسید حالت خوبه؟ هیکارو به آرومی گفت من خوبم آی گفت پس چرا یجوری نگام میکنی که انگار تب داری آی به پیشونی هیکارو دست میزنه و میگه اره بنظر میاد تب داری بیا ببرمت درمانگاه مدرسه تا خوب شی هیکارو گفت ن ن ن نه من حالم خوبه نیازی به کمک تو ندارم آی گفت ولی بنظر میاد رنگت پریده آی وقتی داشت به هیکارو دوباره دست میزد هیکارو دست آی رو پس زد بهش گفت خودم میرم درمانگاه مدرسه نمیخواد نگرانم باشی هیکارو رفت به درمانگاه بهش گفتن تب داره و دارو دادن بهشو گفتن باید خونه استراحت کنه هیکارو هم رفت خونه و کلی استراحت کرد...... ادامه دارد
آی رفت خونش که ایچیگو سایتو بهش گفت چرا با یک پسر رفتی بیرون اونم از نوع معروفش آی گفت مگه چیشده ایچیگو سایتو بهش گفت بیا لپتاب منو ببین آی دید چشماش یدفعه سیاه شد چون دید از اونو هیکارو عکس گرفته شد رفت تو همه جا و همه به آی و هیکارو شروع کردن به هرزه گفتنشون آی خیلی ناراحت بود از کارش ولی از ته دل براش مهم نبود مردم چی میگن
برای همین رفت تو اتاقش ایچیگو سایتو گفت نمیخوای این مشکلو رفع کنی؟ آی گفت چرا ایچیگو سایتو گفت چون برای اعضای گروهت مشکل درست میکنی آی گفت خب یجوری خودت حلش کن ایچیگو سایتو با دروغ تونست مشکلو حل کنه که همون موقع طرفدارای آی و هیکارو همینجوری بیشتر شد
فردا موقعی که آی رفت مدرسه بهش گفتن به ما امضا میدی آی گفت حتما قبلش همشون از هیکارو هم امضا گرفتن آی در آی همون موقع در ذهنش گفت آیدل شدن چه فایده ای داره تازه یادش اومد به خوش گفت بخاطر هیکارو عه پس من کل تلاشمو بخاطرش میکنم هیکارو وقتی آی رو دید گونش سرخ شد قلبش همینجوری میتپه آی وقتی هیکارو رو دید ازش پرسید حالت خوبه؟ هیکارو به آرومی گفت من خوبم آی گفت پس چرا یجوری نگام میکنی که انگار تب داری آی به پیشونی هیکارو دست میزنه و میگه اره بنظر میاد تب داری بیا ببرمت درمانگاه مدرسه تا خوب شی هیکارو گفت ن ن ن نه من حالم خوبه نیازی به کمک تو ندارم آی گفت ولی بنظر میاد رنگت پریده آی وقتی داشت به هیکارو دوباره دست میزد هیکارو دست آی رو پس زد بهش گفت خودم میرم درمانگاه مدرسه نمیخواد نگرانم باشی هیکارو رفت به درمانگاه بهش گفتن تب داره و دارو دادن بهشو گفتن باید خونه استراحت کنه هیکارو هم رفت خونه و کلی استراحت کرد...... ادامه دارد
- ۴.۵k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط