{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه در خواب زدم تا ببرم عمق خیال

بوسه در خواب زدم تا ببرم عمق خیال
مثل عاشق تو بمان تا که بگیرد پر و بال
قلب آرام بزن سینه تپش دارد اگر
بغض چون کاشته در باغ دلم از تو نهال
چه کسی مثل خیالت شب و روزم ببرد
تو بگو ای دل عاشق که رسیدم به کما
واژه ها اینهمه آغوش بخواهد بنویس
یک بغل بوسه بزن شعر تو را نیست محال
زندگی رقص کند دلبر افسون گر من
فرصتی باشد اگر از تو مرا سال به سال
خنده از روی لبانت نرود ساحر من
از لبت بار دگر مست شدم گشته حلال
گرچه با چشم خودت آتش جانم شده ایی
پشت این پنجره دیدم که شدی ماه هلال
دیدگاه ها (۳۸)

دیدی آخر به لبت عشق من ابراز نشد؟مُردم  و زنده شدم    دلبری ...

خداوندا گُلی زیبا در این گلشن نمی بینمدر این دریاچه ی اشکی ؛...

شعرا قصه ی درد نامه ی من گوش کنیدجسد غمزده ام را به میان شعر...

کویری خشک وبی بارم نگارم کو قرارم کو؟تنِ   رنجور و بیمارم   ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط