{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت صد سیزده🍷🗡



آهانی گفتم
سری تکون داد که سریع پرسیدم
+خب؟. الان ربطش به عقد ما چیه ؟

چای که رو به روش بود و برداشت و یه جرعه ازش نوشید
_دنبالتن!

با تعجب نگاهش کردم
دنبال کی؟ دنبال من؟ کیا دنبالم بودن اصلا؟

تک تک این سوالارو بلند بازگو کردم

پچ زد
+اون مردی که خرید ادعا داره من به زور پیش خودم اوردمت

اون مردی که منو خرید
یادمه
از یاد آوریش اخمام توی هم رفته بود
_غلط کرده مرتیکه ی آشغال!

خندید
+اگه عقدم نشی مجبوری باهاش بری!!!

چشمکی زد
خم شد سمتم و گفت
+ راستی میدونی چیکارس؟؟؟

سرمو به نشونه ی نه تکون دادم
ولی معلوم بود کار خطرناکی می‌کنه

+من بهت میگم!شکارچیِ قلبه!

نفسم رفت و اون با بی رحمی ادامه داد
+قلب دخترارو در میاره و میفروشه
دیدگاه ها (۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد چهارده🍷🗡#کوروش به رنگ‌پریده اش نگاه کرد...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد پانزده🍷🗡+عقدت بشم مواظبمی؟ از اینکه این...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد دوازده🍷🗡برو بابایی گفتم که جدی شد نیم ن...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد یازده🍷🗡همه با تعجب بهش نگاه میکردن نمید...

رمان غریبه کوچولو

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط