قسم به سیب، زمانی که بر لبت خندهست
قسم به سیب، زمانی که بر لبت خندهست
قسم به ماه، که از صورت تو آکندهست
قسم به قرمزی گونهات که میگویند
چراغ راه شهیدان حال و آیندهست
قسم به شاخهی شببو که عطر وحشی آن
همیشه یاد تو را در فضا پراکندهست
قسم به شب که شما بردهاید از من دل
قسم به روز که دل شستهاست از من دست
قسم به کوه، که من تکیهگاه محکمیام
که هر چه بار گران روی شانهی بندهست
درست یا غلط آنقدرها خطا کردم
که چشمهای من از دیدن تو شرمندهست
تو میروی و من اصرار میکنم نروی
ولی چه فایده وقتی دل تو یکدندهست
قسم به خون روان روی سنگفرش حیاط
دلم بدون تو انگار مرغ سرکندهست
قسم به مرگ که پایان ماجرایم بود
کسی که از تو جدا میشود مگر زندهست!؟
قسم به ماه، که از صورت تو آکندهست
قسم به قرمزی گونهات که میگویند
چراغ راه شهیدان حال و آیندهست
قسم به شاخهی شببو که عطر وحشی آن
همیشه یاد تو را در فضا پراکندهست
قسم به شب که شما بردهاید از من دل
قسم به روز که دل شستهاست از من دست
قسم به کوه، که من تکیهگاه محکمیام
که هر چه بار گران روی شانهی بندهست
درست یا غلط آنقدرها خطا کردم
که چشمهای من از دیدن تو شرمندهست
تو میروی و من اصرار میکنم نروی
ولی چه فایده وقتی دل تو یکدندهست
قسم به خون روان روی سنگفرش حیاط
دلم بدون تو انگار مرغ سرکندهست
قسم به مرگ که پایان ماجرایم بود
کسی که از تو جدا میشود مگر زندهست!؟
- ۳۸۹
- ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط