پارت ۱۶

پارت ۱۶
ساعت ۷ و ۲۶ دقیقه عصر_یونگی:
و بعد اصلحه ام رو دراوردم و گذاشتم رو سرش و به جیمین گفتم:
یونگی:برو بیرون عمارت ماشین بیرونه.سوییچ رو از تو کتم بردار
و جیمین هم همین کار رو کرد.یونگی هم جی‌ووک رو برد وسط جمع و ضربه ای به پشت پاش زد و اون رو به زانو دراورد؛تیر هوایی ای زد و توجه ی مهمونا رو به خودش جلب کرد.خم شد و در گوش جی‌ووک شروع کرد به صحبت کردن:
یونکی:یادته یک سال پیش اومدی در گوشم چی گفتی؟
حالا وقت تلاقیه.برای خودم متاسفم که زودتر کارتو تموم نکردم
و بعد یه تیر تو مغز جی‌ووک خالی کرد و از عمارت خارج شد.
دیدگاه ها (۵)

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 24صبح روز بعد...

ادامه پارت 13🍷𓂃𓂃𓊝#contract جمله‌اش نیمه‌کاره موند. دختری که ...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

همه از پارک جیمین می‌ترسیدن.قدرتمندترین مافیای آسیا؛ مردی که...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

....پارت سیزدهم....

مافیای من

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟥𝟥𝟣 سال و 𝟨 ماه بعد.𝟣 و نیم سال گذشت ...

پارت ۴: خرسِ هدیه و بیداری‌هایِ شبانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط