{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش

کاش
[ درد ]
آنقدر کوچک می‌شدکه
پشتِ میزِ یک کافه می‌نشست
چای می‌خورد
ساعتش را نگاه می‌کرد
و با عجله می‌گفت :
خداحافظ ...
دیدگاه ها (۳)

آدم ها متعلق به خودشانندما فقط می توانیم دوستشان داشته باشیم...

بچه که بودمهر کی جلوی درمون بازی میکرد...حسادت میکردم می گف...

چه کسی مسئول رسیدگی به خوابهاست...؟فقط چند قدم مانده بود تا ...

خابم نمیبردن اینکه شب زنده داری عادتم باشد نهچیزی .بالاتر از...

کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ...

قلب های شکسته پارت ۱۰صبح همان روز - میز صبحانه، ساعت هشت و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط