در ایستگاهی بی نام نشسته ام؛
در ایستگاهی بی نام نشسته ام؛
نه مسافر قطاریم،
نه مقصد کسی.
فقط نشسته ام …
با نگاه هایی به شیشه
بخار گرفته ای که
آن سوی شان
زندگی با شتاب می گذرد.
آدم ها می آیند ، می روند ،
می دوند…
قرار هایی دارند ، مقصد هایی،
اشتیاق هایی.
اما من در این سکوت خود،
تنها …
کسی انتظارم را نمی کشد،
و من خودم را برای جایی
یا کسی آماده نکرده ام.
فقط نشسته ام …
و نمی دانم
این منتظر بودن
معنایی دارد
یا فقط نام دیگر
فراموش شدن است...
🖤#
نه مسافر قطاریم،
نه مقصد کسی.
فقط نشسته ام …
با نگاه هایی به شیشه
بخار گرفته ای که
آن سوی شان
زندگی با شتاب می گذرد.
آدم ها می آیند ، می روند ،
می دوند…
قرار هایی دارند ، مقصد هایی،
اشتیاق هایی.
اما من در این سکوت خود،
تنها …
کسی انتظارم را نمی کشد،
و من خودم را برای جایی
یا کسی آماده نکرده ام.
فقط نشسته ام …
و نمی دانم
این منتظر بودن
معنایی دارد
یا فقط نام دیگر
فراموش شدن است...
🖤#
- ۶۲۷
- ۰۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط