{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تشنه ام

تشنه ام
روی لبهایم جاری شو
شعر شو
تا با صد دلهره بسرایمت
جاری شو در جانم
و یا کاش من قطره آبی بودم در نهایت یک چشمه
تا شاید روی لبهایت جاری میشدم
و نوش میشدم به جانت
جان شیرین شده ای دلبر
به لب رسیده ای
چیزی نمانده جان به لب شوم
دیدگاه ها (۳)

هیچ کس عالی نیست.اما این که خودت باشی بهترین چیزیه که می‌تون...

از کوچه رد میشوی سنگین و با وقارچشم میپوشمد از شرم نازنیناز ...

«صبرت که تموم شد نرو!! معرفت تازه از این اینجا شروع میشه!»

آرامشی به شکل بوسهدر امتداد موهای پریشانتروانه قلبت میکنمآرا...

»blood shadows» (سایه های خونی) part ۱۸/***الیویا: فضای دلچس...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

میان آن فضای متشنج و سنگین ناگهان انگار زمان ایستاد. آوا که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط