پارت
پارت ۴
جنا : ات چیشده برادرم باهات کاری کرده
ات : برادرت ؟؟
جنا : تهیونگ بردادرمه
ات : چیییییی 😨
جنا : متاسفم اگه برادرم باهات کاری کرده
ات : نه چیزی نیست نگران نباش
جنا : اگه اقای مین میزاشت من جای تو از برادرم مراقبت میکردم
ات : نه مشکلی نیست 😊
جنا : ات باید یه چیزی بهت بگم
ات : چی ؟
جنا : برادرم یه مافیاعه .....اروم.....
ات : یعنی داشته راست میگفته
جنا : چی برادرم بهت گفته یه مافیاعه
ات : اره و بهم گفت باید از اینجا برم و برم یه شغل دیگه پیدا کنم
جنا : ات تو مجبور نیستی این کلرو کنی میدونی که برادرم یه روانیه
ات : میدونم قرار نیست استعفا بدم
ویو تهیونگ
تهیونگ داشت به حرفای ات و خواهرش گوش میکرد
تهیونگ : خب خانم کیم ات انگار باید از یه راه دیگه مجبورت کنم استعفا بدی .....نیشخند.....
جنا : ات چیشده برادرم باهات کاری کرده
ات : برادرت ؟؟
جنا : تهیونگ بردادرمه
ات : چیییییی 😨
جنا : متاسفم اگه برادرم باهات کاری کرده
ات : نه چیزی نیست نگران نباش
جنا : اگه اقای مین میزاشت من جای تو از برادرم مراقبت میکردم
ات : نه مشکلی نیست 😊
جنا : ات باید یه چیزی بهت بگم
ات : چی ؟
جنا : برادرم یه مافیاعه .....اروم.....
ات : یعنی داشته راست میگفته
جنا : چی برادرم بهت گفته یه مافیاعه
ات : اره و بهم گفت باید از اینجا برم و برم یه شغل دیگه پیدا کنم
جنا : ات تو مجبور نیستی این کلرو کنی میدونی که برادرم یه روانیه
ات : میدونم قرار نیست استعفا بدم
ویو تهیونگ
تهیونگ داشت به حرفای ات و خواهرش گوش میکرد
تهیونگ : خب خانم کیم ات انگار باید از یه راه دیگه مجبورت کنم استعفا بدی .....نیشخند.....
- ۴۹۹
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط