{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۶۷

ویو ات

وقتی که جیمین قلب مین سو رو در اورد من بیهوش شدم و روی تخت افتادم
بعد چند دقیقه یه نفر که شبیه پرستار ها لباس پوشیده بود منو بیهوش کرد

پرستار: شاهدخت نگران نباشید بچتون سالمه خوشبختانه وقتی بیهوش شدین رو تخت افتادین
ات: چییییی بچه
پرستار: بله شما باردار هستین
ات: چند وقته
پرستار: چهار هفته

ویو جیمین

داشتم با بقیه مهمونی میگرفتم که یه چیزی شنیدم " بله شما باردارین" داشتم بال در میاوردم سریع تلپورت کردم رفتم تو اتاق ات

جیمین: این حقیقت داره.... ذوق......

پرستار و ات به خاطر هیولای پشت سر جیمین وحشت کردن
پرستار سریع روی زمین نشست و به جیمین میگفت که هیچ گناهی نگرده لطفا مجازاتش نکنه
جیمین هم متوجه قضیه شد و به هیولا دستور داد بره داخل طلسم

جیمین: نگران نباش باهات کاری ندارم
پرستار: از لطفتون سپاس گذارم
جیمین: ات چند وقته بارداره
پرستار: چهار هفته
جیمین: واییی ات ازت ممنونم
ات: اون سایت بود... ترس.....
جیمین: نه اون همون طلسمه که روز اول امدی اجوما درموردش بهت گفت
ات: چی تو میدونستی اجوما درمورد اون بهم گفته و هیچ کاری نکردی
جیمین: خیلی خوشحالم که کاری نکردم باهات شاید میکشتمت
پرستار: ارباب ترس برای بانو خوب نیست
جیمین: اها باشه
پرستار: و نباید دیگه خونشونو بخورید
جیمین: نگران نیستم خون زیاد داریم

پرستار از اتاق میره بیرون

ات: ها؟ مگه دیروز خون تموم نشده بود؟
جیمین: اره ولی الان خون گرگینه ها هست
ات: اها
ات: جیمین خیلی خستم
جیمین: بخواب عزیزم
دیدگاه ها (۵)

پستر جدید فیک عشق مافیایی هست پارت 3ات : خب عومم ..چیزه ...ا...

پارت ۶۶جیمین جنازه مین سو رو از روی زمین میکشه و از عمارت بی...

پارت ۳ویو اتداشتم باهاشون حرف میزدم که یهو یه چیزی خورد به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط