{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالا و پاییــــن بسـته بودی دکـــــمه هایــــــت را!

بالا و پاییــــن بسـته بودی دکـــــمه هایــــــت را!

گــُم کرده بودی در خیابــــــــان دســت و پایت را


قرمز شدی وقتی مرادیدی، چه اشکالی ست؟!

من دوســـــــت دارم کفــــش های تابه تایـــت را!
دیدگاه ها (۱)

من و تومن و تودر فاصله یک نگاه ایستاده ایم.مبهوت و حیران ،بر...

قطار می رودتو می رویتمام ایستگاه می رودو من چقدر ساده امکه س...

دوباره...باغ گوشواره های بابابزرگ ...همان سالار قصه های قدیم...

چترت را ببند من شانه به شانه ی باران آمده ام تا تو تا خیس شد...

💖🕊از تـــــو همـه چيزت را دوسـت دارمتا دكمه هاے پيراهنت حتـی...

رمان: ببر من p10_: بیا تو وقتی رفتم ت...

✍🏾موج‌ها نُت می‌خوانند برای انگشت‌هایت،و باد، سیم‌های گیتارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط