{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و تو

من و تو
من و تو
در فاصله
یک نگاه ایستاده ایم.
مبهوت و حیران ،
برای رسیدن به تو ،
یک راه است
آنهم گناه است!
سنجاق سرت
در حوالی گیسوانت،
هر روز
دستی غریب
پرسه می زند.
مرا ببین،
که به سنجاق سرت بدبینم. ...
دیدگاه ها (۱)

قطار می رودتو می رویتمام ایستگاه می رودو من چقدر ساده امکه س...

پرواز کرد ...!و دسته گلی از سرزمین عشق ،به عمیق ترین لبخندی ...

بالا و پاییــــن بسـته بودی دکـــــمه هایــــــت را!گــُم کر...

دوباره...باغ گوشواره های بابابزرگ ...همان سالار قصه های قدیم...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط