{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق روی نیمکتی جاماند

عشق روی نیمکتی جاماند
وقتی تو
دیگرروی ان ننشستی
حالا ازتمام این شهر پارکی به جامانده
که فقط پاییزدارد
من روی این نیمکت تندیسی خواهم ساخت
که یادگارنبودن توست
تاهمه بدانند وقتی نیستی عشق اینجاست
ووقتی دست در دستان دیگری داری
ازاین نیمکت چیزی کم نخواهد شد ...
دیدگاه ها (۲)

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

برای تو مینویسمبرای تو که بودنت و شنیدن صدایت تنها دلیل خنده...

حضـــور هـــیچ کــس آنقدر مـــلایم نـــبود که آرامش را عشق ر...

اگر می بینی هنوز تنهامبخاطر عشق تو نیست !من فقط می ترسم …می ...

عشق روی نیمکتی جاماند وقتی تو دیگرروی ان ننشستی حالا ازتمام ...

✍ ️ دوســتــــــــ داشتن تــــــــو چه گناه ﺑﺎﺷد …یا که اشتب...

✍ ️ دوســتــــــــ داشتن تــــــــو چه گناه ﺑﺎﺷد …یا که اشت...

✍   ️ دوســتــــــــ داشتن تــــــــو چه گناه ﺑﺎﺷد …یا که اش...

همیشه بوده ایروی تمام نیمکت های خالی این شهر نشسته ام سر بر ...

✍ ️ دوســتــــــــ داشتن تــــــــو چه گناه ﺑﺎﺷد …یا که اشتب...

✍ ️ دوســتــــــــ داشتن تــــــــو چه گناه ﺑﺎﺷد …یا که اشتب...

شهری در آسمان قسمت سوم آیا نام خرمشهر به همین خانه‌ها و خیاب...

عشق ما را نجات خواهدداد. زن این را گفت و سایه‌ی آبی زد. مرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط