{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حضـــور هـــیچ کــس

حضـــور هـــیچ کــس
آنقدر مـــلایم نـــبود که
آرامش را
عشق را
به من نـــشان دهد
و من می خواســتم از مــرز بـــودن بگـــذرم
تا به ســـرزمین رویـــا بـرسم
جایی که بتـــوانم
رشــته ها را با هــم پیـــوند دهم
تصــویرها را درهـم آمـــیزم
آســمان را به رنــگ دلخـــواه در بیاورم
خورشــید و مــاه را یـکــجا بـکشم
باغ های بیــکران و دشــت های وسیع
خلق کنم که مناسب باشند
برای پـــــرواز
برای عــاشقی...
من از بیــداری
از بــــودن
از زنـــدگی
نفــــرت داشتم
چـــون آرامـــش نـــداشت
آرامـــش را دوســت داشتم
امــا حـــیف
در دور دسـت ها بود
در دور دست هاست..
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۲: سکوتِ صبحگاهی و نگاه‌های خیرهبا آرامشی که مدت‌ها بو...

خودکار ابری

پارت پنجاه‌وپنجم | پایان ایانجئون جونگ‌کوکصدای شلیک هنوز توی...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁵جونگ‌کوک دوباره سر جاش نشسته بود.انگ...

KIM V

“L’amour est la seule passion qui ne souffre ni passé ni ave...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط