#part7
#part7
#Boundless
+منظورت از راضی نگه داشتن؟
تهیونگ لباسی رو از داخل کمد بیرون آورد و حین پوشیدنش گفت:
_اوه عزیزم من قرار نیست با امگای پسر خاله م ،بخوابم نگران نباش بعدا چیزی به ذهنم رسید و خواسته ای داشتم حتما بیانش میکنم فعلا یا برو بیرون یا همینجا بمون و موقع در آوردن شلوار و باکسرم دیدم بزن.
جیمین نفسی کشید تا خودش رو در برابر امگا کنترل کنه و بیرون رفت.
تهیونگ سریعا با رفتن ،ستوان به سمت لپ تاپ رفت و با دیدن تجهیزات ساده پوزخندی زد احمقها فکر کردن تهیونگ نمیتونه با همین لپ تاپ خیلی کارها بکنه؟
فقط چند دقیقه زمان برد تا تهیونگ بتونه دوربینهای سازمان رو هک کنه و متوجه بشه که اتاق خودش هم زیر نظر دارن
زیر لب جوری که دستگاه شنود زیر میز صداش رو ضبط کنه گفت:
_اوها اینجارو ببین... هورنی اید یا همچین چیزی توی اتاق به امگا دوربین و شنود میذارید؟ اگه بخوام خودمو لمس کنم چی؟ ناله هام یکم باعث شرمن.
میدونست که صداش رسیده میدونست که احتمالا افراد خاصی به صورت زنده حرف هاش رو شنیدن
تهیونگ رو به دوربین لبخندی زد.
_این فقط برای اینه که یکم ادب بشید پسرا چون انگار که مامانتون یادتون نداده مسئولیتش رو به عهده میگیرم.
و بوم دوربین ها رو از کار انداخت نه تنها اتاق خودش بلکه تمام سازمان رو
_اوه، فکر کنم که یکم ژنرال رو عصبانی کرده باشم.
تهیونگ با خونسردی لباسش رو عوض کرد و از اتاق بیرون رفت.
جیمین پشت در منتظرش بود.
ستوان نگاهی به امگای خوش هیکل انداخت و دستش رو به جلو گرفت
+ از این طرف لطفا.
تهیونگ و جیمین از راهروی طولانی ای رد شدن و به آسانسور رسیدن
هر دو نفر وارد شدن و جیمین با زدن طبقه ی پنجم منتظر بسته شدن در موند.
اتاق تهیونگ توی طبقه ی ششم بود و این سازمان هشت طبقه داشت.
با باز شدن آسانسور تهیونگ سوییت بزرگی رو دید که تخت های دو طبقه ای داخلش قرار گرفته بود و ... پر از ... آلفا.
با حس کردن رایحه ی امگا سر تمام افراد داخل اتاق به سمتشون برگشت.
تهیونگ لبخند لوندی زد و دستش رو با آرامش تکون داد.
_وقت بخیر پسرا.
و رو به جیمین گفت:
_اونا گروهی میخوابن؟
جمله ش یکم ایهام داشت و باعث شد چند نفر از افراد داخل اتاق با خجالت سرفه کنن.
_اوه نه منظورم اینه که همتون توی این سالن میخوابید؟ و او... موقع رات چه بلایی به سرتون میاد؟ فکر کنم تخت ها میشکنن
سربازها نمیتونستن نگاهشون رو از روی امگا بردارن چون محض رضای خدا فیس تهیونگ نمیذاشت چشمی از روش برداشته بشه
جیمین تک سرفه ای کرد
#Boundless
+منظورت از راضی نگه داشتن؟
تهیونگ لباسی رو از داخل کمد بیرون آورد و حین پوشیدنش گفت:
_اوه عزیزم من قرار نیست با امگای پسر خاله م ،بخوابم نگران نباش بعدا چیزی به ذهنم رسید و خواسته ای داشتم حتما بیانش میکنم فعلا یا برو بیرون یا همینجا بمون و موقع در آوردن شلوار و باکسرم دیدم بزن.
جیمین نفسی کشید تا خودش رو در برابر امگا کنترل کنه و بیرون رفت.
تهیونگ سریعا با رفتن ،ستوان به سمت لپ تاپ رفت و با دیدن تجهیزات ساده پوزخندی زد احمقها فکر کردن تهیونگ نمیتونه با همین لپ تاپ خیلی کارها بکنه؟
فقط چند دقیقه زمان برد تا تهیونگ بتونه دوربینهای سازمان رو هک کنه و متوجه بشه که اتاق خودش هم زیر نظر دارن
زیر لب جوری که دستگاه شنود زیر میز صداش رو ضبط کنه گفت:
_اوها اینجارو ببین... هورنی اید یا همچین چیزی توی اتاق به امگا دوربین و شنود میذارید؟ اگه بخوام خودمو لمس کنم چی؟ ناله هام یکم باعث شرمن.
میدونست که صداش رسیده میدونست که احتمالا افراد خاصی به صورت زنده حرف هاش رو شنیدن
تهیونگ رو به دوربین لبخندی زد.
_این فقط برای اینه که یکم ادب بشید پسرا چون انگار که مامانتون یادتون نداده مسئولیتش رو به عهده میگیرم.
و بوم دوربین ها رو از کار انداخت نه تنها اتاق خودش بلکه تمام سازمان رو
_اوه، فکر کنم که یکم ژنرال رو عصبانی کرده باشم.
تهیونگ با خونسردی لباسش رو عوض کرد و از اتاق بیرون رفت.
جیمین پشت در منتظرش بود.
ستوان نگاهی به امگای خوش هیکل انداخت و دستش رو به جلو گرفت
+ از این طرف لطفا.
تهیونگ و جیمین از راهروی طولانی ای رد شدن و به آسانسور رسیدن
هر دو نفر وارد شدن و جیمین با زدن طبقه ی پنجم منتظر بسته شدن در موند.
اتاق تهیونگ توی طبقه ی ششم بود و این سازمان هشت طبقه داشت.
با باز شدن آسانسور تهیونگ سوییت بزرگی رو دید که تخت های دو طبقه ای داخلش قرار گرفته بود و ... پر از ... آلفا.
با حس کردن رایحه ی امگا سر تمام افراد داخل اتاق به سمتشون برگشت.
تهیونگ لبخند لوندی زد و دستش رو با آرامش تکون داد.
_وقت بخیر پسرا.
و رو به جیمین گفت:
_اونا گروهی میخوابن؟
جمله ش یکم ایهام داشت و باعث شد چند نفر از افراد داخل اتاق با خجالت سرفه کنن.
_اوه نه منظورم اینه که همتون توی این سالن میخوابید؟ و او... موقع رات چه بلایی به سرتون میاد؟ فکر کنم تخت ها میشکنن
سربازها نمیتونستن نگاهشون رو از روی امگا بردارن چون محض رضای خدا فیس تهیونگ نمیذاشت چشمی از روش برداشته بشه
جیمین تک سرفه ای کرد
- ۶۹۵
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط