{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقت نیستم 🥀

عاشقت نیستم 🥀
پارت 51

میدوریا: جمع کن خودتو ...!
مطمئنم اصلا تو حال خودش نبود ولی تا این حرفو شنید حساب کار دستش اومد و بلند شد
معلم کلاس بی: خب بچه ها امروز اینجا چادر میزنیم تا بعدا به دوستاتون برسیم... خب... بسم الله
هیناتا: سلام مجدد بیا بریم برای انداحتن چادر
میدوریا: شرمنده میشم هیناتا ولی میشه برای کاچن هم جایی باز کنی؟!
هیناتا: خب کلا جای چهار نفره اگه میخوای کاچان بیاد باید پتو و بالشتت رو باهاش تقسیم کنی
میدوریا: ممنون
با هیناتا رفتیم بیرون و بهش کمک کردیم که چادر رو سر پا کنه ولی اصلا اونموقع تا وقتی که رفتیم تو رخت خواب برای خابیدن کاچان اصلا حرفی نزد حتی درست حسابیم شام نخورد یعنی چش شده؟! چرا اینقدر تو خودشه؟!
نکنه بخاطرــــــ
باکوگو: اوی دکو
دیدگاه ها (۳)

عاشقت نیستم 🥀پارت 52باکوگو: اوی دکو... میدوریا: چت شده؟! ـــ...

نظرتونه میدوریا رو بکشم؟! 😂😈رفتم تو فکرشــــــــــــــــــــ...

عاشقت نیستم 🥀پارت 50 چرا؟! چرا داری حالمو میپرسی؟! از دستم ن...

عاشقت نیستم 🥀پارت 49هووف بلاخره رسیدمممم... مردمممممم (نفس ...

عاشقت نیستم 🥀پارت 56شوتو: کاچان! کاچان! کاچان!!!! بسه دیگههه...

عاشقت نیستم 🥀پارت 41چند دقیقه قبل ایدا میره به سمت کاچان و ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط