{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی مـجـبـورم بـغـض هایـم را

گاهی مـجـبـورم بـغـض هایـم را

با خـنـده هـاے بلـند خـفـہ ڪـنــم

ڪہ دیـگـران نـگـویـنـد دیـدے

بـالاخــــــــره شـڪـســــــت

‌ ‌
دیدگاه ها (۱)

قلبـــم جــان ؟ میشـہ منو خوشحال کنــے ؟ چــطورے !هیچــے آس...

💔 دیـشـب خـدا آهـسـتـہ درِ گـوشـم گـفـتدیــــــگـــــہ بـــ...

یهویی 😍 😜

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

شهید بابایی

دخترا: سارا نمیگی خفه میشم؟؟؟ 🥺💅پسرا: دادا بلند شو شوخی بودد...

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۱۳

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

پارت سی‌ام | ورود به انگلیسپارک لاراچرخ‌های هواپیما بالاخره ...

پارت دو تک پارتی

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط